تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آگاهى كه از مقام و منزلت آنها داشت و مىدانست حتى نسبت به سرسخت‌ترين دشمنانشان از پند و اندرز و راهنمايى دريغ ندارند و بويژه اگر مصلحت اسلام ايجاب مىكرد كوتاهى نمىكردند ، به آنها مراجعه مىكرد . و در حياة الحيوان شيخ كمال الدين دميرى و در شذرات العقود مقريزى و جاهاى ديگر به نقل از كسايى آمده كه گفته است : روزى بر هارون الرشيد وارد شدم ، او در ايوانش نشسته بود و اموال بسيارى را پيش روى خود داشت و سكه‌اى را در دست گرفته بود و به نوشته‌اش با تأمل بسيار ، نگاه مىكرد آنگاه به من گفت : آيا مىدانى كه نخستين بار چه كسى اين نوشته را بر طلا و نقره ، شكل بخشيد ؟ گفتم : سرورم عبد الملك - بن مروان . گفت : آيا مىدانى علت اين كار چه بود ؟ گفتم : نه نمىدانم جز اينكه او نخستين كسى است كه اين نوشته را مرسوم كرد . گفت : اكنون برايت مىگويم : اسكناسها همه متعلق به روميها بود و بيشتر ساكنين مصر ، همچون پادشاه روم ، مسيحى بودند و اين اسكناسها ، متضمن كتابت رومى بود و بر آن عبارت ( پدر ، پسر و روح القدس ) نقش بسته بود . در زمان صدر اسلام همهء اسكناسها به همين شكل بود تا اينكه نوبت به خلافت عبد الملك بن مروان كه مردى تيزهوش و زيرك بود ، رسيد او متوجه اين نكته شد ، روزى چشمش به اسكناسى افتاد و توجهش به نوشتهء روى آن جلب شد و پس از آن دستور داد كه نوشته به عربى ترجمه شود پس از ترجمه و آگاه شدن از مضمون آن ، خوشش نيامد و گفت : براى دين و اسلام چه نارواست كه اين نقش و نگارها عينا در ظرفها و لباسها ، نقش بندد و اينها همه در مصر ، به عمل آيد و چيزهاى ديگرى كه همگى آنها در مصر به عمل مىآمد . اين مطلب را براى برادرش عبد العزيز كه كارگزار او در مصر بود نوشت و به او دستور داد كه اين نقشها را باطل سازد و به سازندگان اسكناس دستور دهد كه آنها را با سوره‌اى از قرآن ، نقش دهند و همين نقش و نگار و نوشته اسكناسهاست كه از آن هنگام تاكنون هيچ كم‌وكاست و تغيير پيدا نكرده است او به كارگزارانش در همه جا نوشت كه اسكناسهاى رايجى كه متعلق به روم بوده و در اختيار دارند باطل كنند و هر كس نيز از اين پس از اين گونه اسكناسها نزدش يافت شد مورد ضرب و شتم زندان قرار گيرد وقتى اسكناسهاى جديد شكل گرفت و به بلاد روم حمل گرديد و خبر آن پراكنده شد و به سمع پادشاه ايشان رسيد و از مضمون نوشته روى اسكناس تازه باخبر گرديد به شدت خشمگين شد لذا طى نامه‌اى به عبد الملك بن مروان نوشت كه چاپ اسكناس در مصر و هر آنچه كه در آنجا ضرب مىشود متعلق به روم است و همچنان به سبك