تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

امام محمد باقر ( ع ) و عبد الملك بن مروان

برخى راويان مدعيند كه عبد الملك بن مروان سعى مىكرد برخوردش با علويها ، از خشونت كمترى نسبت به اسلافش برخوردار باشد و به كارگزارش در حجاز طى نامه‌اى نوشت كه زنهار خون خاندان ابو طالب را به پايم نبندى كه من ديده‌ام آنها كه چنين كرده‌اند خيرى نديده‌اند حال اگر صحت داشته باشد كه او با علويها و شيعيان آنها نسبت به اسلاف خود رفتار بهترى داشته علتش اين است كه او ميزان ناخشنودى و خشمى را كه بر اثر سياست معاويه و فرزندش يزيد با آنها به جاى گذاشت و عواقب و قيامهايى را كه در جاى جاى كشور اسلامى بوجود آورده بود ، درك كرده بود بويژه كه رقيب تازه نفسش در حجاز پا به عرصه وجود گذاشته بود و چشم طمع به عراق و مناطق ديگر دوخته بود و لذا همين‌كه موفق شد بر دشمنش زبير چيره گردد به كارگزارانش نوشت كه خشونت و شدت را با شيعيان اهل بيت از سر گيرند و به حجاج دستور داد كه به عراق رود و به او گفت : وقتى پاى به كوفه گذاردى چنان جاى پاى خود را در آنجا محكم كن كه اهل بصره نيز عبرت گيرند چون شنيده‌ام آنچه من نمىپسندم انجام داده‌اند و به مراقبت و كنترل امامان و اقدامات ايشان پرداخت و به كارگزار خود در حجاز دستور داد امام زين العابدين را نزدش گسيل دارد و همچنانكه قبلا نيز طى سخنى از زندگى امام زين العابدين يادآور شديم او كينهء ديرينه‌اى نسبت به ايشان داشت و حجاج نيز سابقه برخوردهايى با شيعيان عراق داشت كه در تاريخ ، بدتر از آن ، سراغ نشده است و با وجود چنين برخوردهايى كه با ائمه و شيعيانشان داشت در برخى مسائلى كه به او مربوط مىشد و راه چاره‌اى نمىيافت بنا به اطلاع و