تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
دستور حركت به سوى تبوك را صادر كرد فرمان داد تا على ( ع ) در مدينه به جاى ايشان بماند على ( ع ) گفت : اى رسول خدا من خوش ندارم كه در جايى و زمانى از تو عقب بمانم و از ديدارت محروم باشم و به راه و هدايتت چشم ندوزم . رسول خدا ( ص ) فرمود : اى على آيا راضى مىشوى كه تو به من همچون هارون به موسى باشد جز اينكه پس از من ديگر پيامبرى نيست و تو اى على در مدينه مىمانى و همان اجر و پاداشى را كه در صورت بيرون آمدن با رسول خدا بدست مىآورى ، بدست خواهى آورد و به علاوه پاداش كسى را كه فرمانبرانه و با رغبت بيرون آمده را نيز خواهى داشت و اى على ترا به پاس محبتت آنست كه به قدرت و مشيت الهى ترا همان چيزهايى كه بايد از محمد ببينى ، مىبينى در اينجا مردى برخاست و گفت اى فرزند رسول خدا چگونه چنين مىشود حال آنكه اين معجزه تنها ويژه پيامبران و نه ديگران است ، امام ( ع ) در پاسخ فرمود : اين معجزه محمد رسول خداست زيرا خداوند مىتواند با دعاى محمد ( ص ) چنين كند . آنگاه امام باقر فرمود : اين امت چه بسيار ستمها كه بر على بن ابى طالب روا داشتند و چه ياران اندكى داشت آنها ( امت على ) چيزى را كه بر ديگر صحابه روا مىداشتند از او كه از همهء آنها برتر بود دريغ داشتند و چگونه است كه منزلتى را كه به ديگران داده‌اند از وى دريغ مىدارند ، به ايشان گفته شد : اى فرزند رسول خدا چگونه چنين شده است ؟ فرمود : زيرا شما با دوستداران ابو بكر بن ابى قحافه دوستى مىكنيد و از دشمنانشان هر كه باشد تبرى مىجوييد حتى اگر اين دشمن على ( ع ) باشد همچنين با دوستداران عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان دوستى مىكنيد حال آنكه شما گفته بوديد كه با او دوستى مىكنيم و از دشمنانش تبرى نمىجوييم و آنها را نيز دوست مىداريم حال چگونه جايز بود كه چنين كنند حال آنكه رسول خدا ( ص ) ، دربارهء على ( ع ) مىفرمود : خداوندا دوست دار دوستدارش را و دشمن دار دشمنش را و زبون دار آنكه را كه زبونش مىدارد و از ياريش سرباز مىزند و آيا شما تصور مىكنيد كه با وجود چنين سخنى ، خداوند دشمنانش را دشمن ندارد و زبونانش را زبون نسازد و اين انصاف نيست . به ادعاى راوى ، امام ( ع ) در ادامه فرمود : به علاوه آنها وقتى آنچه را كه خداوند با دعاى پيامبر خدا ( ص ) به على بخشيده بود و كرامتش داده بود به ياد آوردند انكار كردند ولى آنچه را كه براى ديگر صحابه گفته شده ، پذيرفتند حال چه چيز باعث شده