سكه و كيفيت آنها را برايش مشخص ساخت و به او دستور داد كه در يك طرف از آنها بنويسد « محمد رسول اللّه » و در سمت ديگر هر چه خواست ، بنويسد و امام سخنانى بدين مضمون افزودند كه پس از انجام اين كارها ، درهم و دينار را در اختيار مسلمانان قرار ده و آنان را از معامله با جز آنها ، برحذر دار تا پادشاه روم تسلطى بر تو نداشته باشد .
عبد الملك را اين نظر بسيار خوش آمد و همان دم اقدام به اجراى آن كرد .
و طى چند ماه بعد ، سكههاى تازه در اختيار مسلمانان بود كه با آنها بجاى پول روم ، معامله مىكردند ، عبد الملك نيز فرستادهاى را نزد پادشاه روم فرستاد و به اطلاعش رسانيد كه او تعديل مرزهاى دو كشور را نمىپذيرد . دولت روم بر اين گمان بود كه تهديدى كه در جهت فشار اقتصادى به عمل آورده بود به عنوان برگ برندهاى قابل استفاده است ولى وقتى مسلمانها پول تازه خود را ضرب كردند در اين تهديد نيز ناكام ماند لذا نوع ديگر تهديد يعنى فشار و ارعاب نظامى را پيش گرفت و گروهى از متمردين را كه پس از فتح اسلامى به روم پناه برده بودند ، عليه كشور اسلامى ، برانگيخت و آنان را روانه مناطق اسلامى كرد و آنان را به قصد خرابكارى در بلاد شام روانه كرده بود آنها راه ساحلى را پيش گرفتند و به قتل و غارت و چپاول پرداختند تا اينكه بالاخره به سواحل لبنان رسيدند ، عبد الملك به منظور تعقيب آنها ، لشكرى را روانه آنجا كرد ، گروهى از ايشان را كشت و گروهى ديگر را به اسارت گرفت ، عدهاى از آنها كه فرار كردند راه غارها و درههاى كوهستانهاى لبنان را در پيش گرفتند كه تا آن هنگام كسى در آنها ساكن نبود و هرازگاهى به دستور و اشارهء روميها از آشيانههاى خود بيرون مىآمدند به دزدى و غارت و خرابكارى مىپرداختند و هر بار كه با گشتيهاى حكومت اسلامى روبرو مىشدند به پناهگاههاى خود بازمىگشتند . مدت زمانى به همين رويه ادامه دادند تا اينكه در همان مناطق ، بومى شدند و در آنجا سكنى گزيدند و پس از آنكه راه گريزى نيافتند سر به فرمان دولت اسلامى دادند و در عهد صليبيهايى كه مدت زمان درازى بر لبنان حكم راندند در آن منطقه سرورى كردند و هنگامى كه صليبيها آنجا را ترك گفتند زاد و ولد آنها به دهها هزار تن بالغ شده بود .
و جمعيت آنها با گذشت زمان افزايش پيدا كرد بطورى كه تا امروز چيزى حدود يك چهارم جمعيت لبنان كنونى را تشكيل مىدهند و تا به امروز نحوهء ورود اجداد متمرد خود را به اين ديار - آنگونه كه روايات توصيف كردهاند - افتخار و مباهات مىكنند .
اين خلاصه آن چيزى بود كه برخى روايات دربارهء پول و سكههاى اسلامى ،
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٢٩