بسيارى گرد آن حضرت جمع آمده بودند ؛ وقتى كار آنها را راه انداخت و آنها رفتند رو به آن مرد كردند و به او گفتند : كيستى ؟ گفت : من قتادة بن و عامة بصرى هستم . امام ( ع ) به او فرمود : تو فقيه اهل بصره هستى ؟ گفت : آرى . فرمود : هان بدان اى قتادة كه خداوند عز و جل خلقى را آفريد و آنان را حجت خلق خود قرار داد آنها ستونهاى زمين اويند و فرمانبرانش هستند و گزيدگان دانش او مىباشند كه پيش از آفرينش آنها را برگزيده و همانها سايه عرش اويند . قتادة پس از سكوتى طولانى گفت : خداوند پاداش نيكت دهد . به خدا سوگند كه من در حضور فقهاى بسيارى از جمله ابن عباس بودهام هرگز چون حالا ، قلبم از اين حضور ، به تپش نيفتاده بود . امام محمد باقر ( ع ) به او فرمود : آيا مىدانى اكنون كجا هستى ؟ تو اينك در برابر منزلگاه اذان خدايى هستى كه هر بار نام خدا در آن ياد مىشود و در شب و روز مردانى در آن مشغول عبادتند كه هيچ تجارت و خريدوفروشى آنان را از ياد خدا و گزاردن نماز و دادن زكات بازنمىدارد تو آن سويى و ما اينان هستيم . قتادة به ايشان گفت : به خدا سوگند كه راست گفتى خداوند مرا فداى تو گرداند كه اين خانهها ، تنها خانههاى سنگ و گلى نيستند .
آنگاه قتاده از ايشان پرسيد : حال از ( پنير ) برايم بگو . امام محمد باقر ( ع ) لبخندى زد و فرمود : چطور شد در اين باره سؤال مىكنى ؟ گفت : برايم مسألهاى است . امام به او فرمود : بسيار خوب اشكالى ندارد . قتاده گفت : سؤال من به اين خاطر است كه در آن ( پنير ) از شيردان گوسالهء مرده استفاده مىشود . فرمود : اشكالى ندارد شيردانها رگ ندارند و در آنها خون و استخوان هم يافت نمىشود بلكه از ميان مدفوع و خون ، خارج مىشوند و ادامه دادند : شيردانها همچون مرغ مردهاى هستند كه تخمى از آن بيرون آيد . آيا آن تخم را مىخورى ؟ قتاده پاسخ داد : خير نه خود مىخورم و نه اجازهء خوردنش را به كسى مىدهم . امام به او فرمود : چرا ؟ گفت چون تخم از مرغ مرده است . امام به او فرمود : حال اگر آن تخم را در جاى گرمى نگاه دارى و مرغى از آن حاصل شود آيا آن مرغ را مىخورى ؟ گفت : آرى . فرمود : پس چه چيز باعث شد آن تخم را حرام بدانى و اين مرغ را حلال . شيردانها نيز چنين است حال پنير را از بازار مسلمانها خريدارى كن و از دست نمازگزاران بگير و در اين باره سؤالى نكن مگر اينكه خبرى برايت آورد .
راويان روايت كردهاند كه عبد اللّه بن معمر ليثى به امام محمد باقر ( ع ) گفت : به اطلاع من رسيد كه تو در مورد متعه ( ازدواج موقت ) فتوا دادهاى ؛ فرمود : خداوند
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٢٠