حضرت گفت : مىخواستم پندت دهم ولى تو پندم دادى .
و در روايت مفيد ( در ارشاد ) آمده است كه نافع بن ارزق روزى خدمت آن حضرت رسيد و دربارهء مسائلى در حرام و حلال از ايشان ، پرسش كرد . حضرت در پاسخش فرمودند : اى نافع ! به اين گروه از دين برگشتگان ( مارقين ) بگو چگونه و به چه دليل جدايى از امير المؤمنين ( على ( ع ) ) را بر خود روا داشتيد حال آنكه همراه او خون خود را ريخته بوديد و در راه طاعت و تقرب الهى ياريش كرده بوديد ؛ و اگر در پاسخت گفتند كه او مروان را به حكميت در دين خدا پذيرفت به ايشان بگو : خداوند متعال در شريعت دو تن مرد از آفريدگانش را به حكميت نشاند و گفت : « و ابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق اللّه بينهما » و رسول خدا ( ص ) نيز سعد بن معاذ را در بنى قريظه حكم قرار داد و او را در مورد آنچه كه خداوند مقرر فرموده بود ، حكميت كرد و آيا ندانستيد كه امير المؤمنين هنگامى فرمان به حكميين داد كه با آنها شرط كرد با قرآن داورى كنند و از آن سربازنزنند و شرط كرد كه هر آنچه كه حكمين مخالف قرآن حكم كنند نپذيرد و هنگامى كه به او گفتند كسى را بر خود به حكميت گماشتى كه عليه تو حكم كرد فرمود : من كسى را حاكم قرار ندادم من كتاب خدا را داور گرفتم حال اين از دين برگشتگان چگونه به كسى كه قرآن را داور قرار داده و شرط كرده كه مخالف قرآن را نپذيرد برچسب گمراهى مىزنند حال آنكه خود با چنين شبهاتى ، بدعت روا داشتهاند . در اينجا نافع ابن ارزق گفت : به خدا سوگند كه من هرگز اين گونه سخن نشنيده بودم و به مغزم نيز خطور نكرده بود و سخن حقى است .
و كلينى در كافى به نقل از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه گفته است : من در مسجد پيامبر ( ص ) نشسته بودم كه مردى وارد شد و سلام كرد و گفت تو كه هستى اى عبد اللّه ؟ گفتم : مردى از اهل كوفه هستم چه مىخواهى ؟ گفت : آيا امام محمد باقر ( ع ) را مىشناسى ؟ گفتم : آرى و تو كه حق و باطل را از هم تشخيص مىدهى ، چه نيازى به او دارى ؟ به من گفت : شما اى مردم كوفه مردم تحملناپذيريد چنانچه ابا جعفر ( امام محمد باقر ( ع ) را ديدى خبرم كن . هنوز پاسخش پايان نگرفته بود كه امام وارد شدند اطراف ايشان اهالى خراسان و جاهاى ديگر بودند كه دربارهء مناسك حج پرسش مىكردند امام آمد و بجاى خود نشست و آن مرد نزديك آن حضرت نشست ؛ من نيز همان نزديكى نشستم تا به سخنانش گوش دهم جمعيت
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢١٩