تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

از پاسخهاى امام و مناظره‌هاى ايشان

همچنانكه گفتيم نقش امام باقر ( ع ) تنها به فقه و حديث ، منحصر نمىشد ايشان خود به اتفاق يارانشان دربارهء اصول اسلام ، به مناظره مىپرداختند و سعى مىكردند آنها را در اذهان و ميان مردم رسوخ دهند تا دستخوش نزاعها و جدلهاى عقيدتى آن دوره ، نگردند . و در كتاب وافى تصنيف محسن فيض و ديگر كتب حديث آمده كه نافع بن عبد اللّه ارزق مىگفت : اگر مىدانستم كه در اين يا آن گوشهء دنيا كسى هست كه مركبهاى من مرا به دو مىرسانند و در اينكه على ( ع ) درحالىكه ستمگر نبود اهل نهروان را به قتل رساند با من به بحث بپردازد ، به نزدش مىرفتم . به او گفته شد : نزد او مىرفتى و نزد فرزندانش نمىرفتى ؟ گفت مگر در ميان فرزندانش ، عالمى وجود دارد ؟ به او گفتند اين مهمترين نادانى تست و مگر مىشود كه در هر زمان ، دنيا از عالمى ، تهى باشد ؟ گفت : و امروز عالم آنها كيست ؟ به او گفته شد محمد بن على بن الحسين ( امام محمد باقر ( ع ) ) . آنگاه به اتفاق جمعى از يارانش به مدينه رفت و از امام محمد باقر ( ع ) اجازهء حضور خواست . امام فرمود : او كه از من و پدرانم بيزار است از من چه مىخواهد ؟ آنگاه به غلام خود فرمود : نزد او برو و به او بگو : فردا به اينجا بيا . صبح كه شد عبد اللّه به اتفاق يارانش به حضور رسيدند امام ( ع ) فرزندان مهاجرين و انصار را گرد آورده بود و به ايشان گفت شما را سوگند مىدهم كه چنانچه منقبتى در على بن ابى طالب سراغ داريد بر زبان آوريد و در پى بىآن گروهى از ايشان از فضل و مناقب آن حضرت ، سخن گفتند ، عبد اللّه بن ارزقى از آنچه گفته شد چيزى را انكار