محمد بن مسلم ثقفى همواره مىگفت : هر پرسشى كه به ذهنم خطور مىكرد دربارهء آن از امام محمد باقر ( ع ) سؤال مىكردم تا اينكه تعداد احاديثى كه در پاسخم فرمود به سى هزار حديث بالغ گرديد و بنابه آنچه در روايت الكشى و بيشتر مؤلفين در رجال آمده ، مىگويد كه از امام زين العابدين ( ع ) ، دربارهء شانزده هزار حديث ، جويا شدم .
از جملهء ديگر شاگردان آن حضرت ، محمد بن على بن نعمان ملقب به « مؤمن الطاق » بوده است كه ابو العباس النجاشى تصريح كرده كه او دانش خود را از سه تن از امامان ، امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق ( ع ) ، گرفته است و از آن جهت ملقب به الطاق شده كه او در محلى به نام « باب الطاق » از محلههاى كوفه ، به صرافى اشتغال داشته و او يكى از چهار تن كسانى است كه امام صادق ( ع ) بر ايشان دعا كرده و براى زنده و مردهء آنها ، طلب رحمت كرده است .
و از ابو خالد كابلى آمده كه گفته است : ابا جعفر صاحب الطاق را در باغى ديدم كه مردم مدينه از سروكولش بالا مىرفتند و از وى سؤال مىكردند و پاسخشان مىداد به او نزديك شدم و گفتم كه امام جعفر صادق ما را از سخن گفتن ، منع كرده است ؛ گفت : به تو دستور داده كه اين را به من هم بگويى ؟ مىگويد نه به خدا ولى به من دستور داده كه با كسى سخنى نگويم . گفت : پس برو و دستورش را اجرا كن . كابلى مىگويد : سپس بر امام جعفر صادق ( ع ) وارد شدم و جريان ديدار و گفتگويم با صاحب الطاق را و نيز سخنى را كه به او گفتم و پاسخى را كه به من داد ، با ايشان در ميان گذاردم ، امام لبخندى زدند و فرمودند : اى ابو خالد ، صاحب الطاق در سخن با مردم ، آنها را مجاب مىكند و از پس بحثها برمىآيد ولى تو چنين نيستى .
به نظر مىرسد كه او در جدل و گفتگو و بحث ، يد طولايى داشت و طرف مقابلش با هر ميزان دانش و تسلطى كه داشت ، محكوم مىشد لذا امام او را از مجادله و بحث منع نساخت بلكه تنها كسانى را از اين كار برحذر مىداشت كه در برابر خصم ، تاب مقاومت نداشتند و با شيوههاى مناظره آشنا نبودند .
در اخبارش آمده كه او بر يكى از سركردگان خوارج كوفه وارد شد و به او گفت :
من نسبت به دين خود ، بصيرت دارم و اينك سخنت را مىشنيدم كه دربارهء عدل ، داد سخن مىدهى لذا خوش داشتم كه با تو وارد مناظره شوم ؛ آن فرد خارجى به يارانش گفت : اگر اين مرد با شما همعقيده گردد به سود شماست . « مؤمن الطاق » به او گفت : تو براى چه از على بن ابى طالب تبرى جستيد و خونش و جنگ با او را حلال
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢١٣