ساختيد ؟ خارجى [ كه همان ضحاك بن قيس شيبانى رهبر خوارج حرورية و كسى كه بعدها بر كوفه و موصل مسلط گرديده بود ] گفت : زيرا او در برابر مروان ، در دين خدا حكم كرد . گفت : هر كس در دين خدا حكم كند خونش را حلال مىدانيد ؟ پاسخ داد : آرى . به او گفت : حال مرا در جريان دينى قرار ده كه آمدهام دربارهء آن با تو مناظره كنم تا همراه تو وارد آن گردم . چنانچه حجت من بر حجت و دليل تو غالب آمد چه كسى يكى از ما دو تن را كه بر خطا مىرود از خطايش ، بازمىدارد و حكم به درستى آن طرف مىدهد ؟ ضحاك ضمن اشاره به يكى از يارانش گفت : اين شخص ميان ما به داورى و حكميت مىايستد . در اينجا بود كه مؤمن الطاق رو به خوارج حاضر كرد و گفت : اين سركردهء شما در دين خدا حكم كرده است . آنها نيز با شمشيرهاى خود بر او زدند تا ساكت شد . او را با سركردگان فرقهها و علماى مذاهب از اين گونه برخوردها فراوان است او همواره پيروز و فاتح بر مخالفان خود ، بيرون مىآيد . از مناظرات و گفتگوهايش چنين برمىآيد كه مرد بسيار زيرك و دلائلش قوى بوده و طرف خود را محكوم مىساخته و آنچنان كه بر خودش با ضحاك نشان مىدهد ، با منطق خود بر خصم پيروز مىشده است .
از ديگر شاگردان آن امام ، يزيد العجلى بوده كه مؤلفين احوال راويان تصريح دارند كه او در ميان ياران امام محمد باقر ( ع ) سرشناس بوده و پس از وفات ايشان ، همچون بسيارى از ديگر ياران و شاگردانى كه به زندگى خود ادامه دادند و برخى پارهاى از حيات امام صادق ( ع ) را درك كردند و برخى نيز تا امامت امام كاظم ، زندگى كردند ، در ملازمت امام صادق بوده و از امام كاظم نيز روايت نقل كرده است .
و آنچنان كه در روايت جميل بن دراج دربارهء او آمده امام صادق ( ع ) او را در شمار نخبگان و امناى حرام و حلال خدا برشمرده است .
و در روايت داوود بن سرجان آمده است كه امام صادق ( ع ) مىفرمود : اين ياران من اگر بشنوند و اطاعت كنم همانچه را كه پدرم به يارانش سپرد ، به آنها مىسپارم و مىافزايد : ياران پدرم ، مرده يا زنده باعث افتخار ما بودند و امام يزيد العجلى را در شمار آنان آورده و آنان را به قسطگذاران و راستگويان و پيشگامان نيكيها ، قلمداد كرده است .
و از جملهء آنها ، جابر الجعفى است كه بنا به آنچه در احوال راويان گفته شده حدود پنجاه هزار حديث در موضوعهاى مختلف از امام باقر ، نقل كرده است و حتى اگر فرض كنيم كه در اين عدد ، مبالغه شده - كه فرض دور از ذهنى هم نيست - آنچه ترديدى
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢١٤