بر صليب ماند تا فاخته بر اندامش ، لانه كرده بود و سپس سوزانده شد و خاكسترش به فضا ، پراكنده شد .
در هر حال ، زيد بن على پس از امام محمد باقر ( ع ) ، از ديگر برادرانش گرانمايهتر و دانشمندتر در فقه اهل بيت و اصول عقايد اسلامى بود كه در اين رابطه راه پدران بزرگوار و امامش را پيمود و با « معتزلة » و « قدريه » و ديگر منحرفان از راه درست به مناظره پرداخت و هرگز در انديشه قيام عليه حكام دورانش نبود جز آنكه آنها ، بدين كار ناگزيرش ساختند و مورد تعقيبش قرار دادند و جنگيدن را بر وى تحميل كردند او به رضاى اهل بيت ( ع ) فرا مىخواند و در صورتى كه پيروز مىشد طبق توصيفى كه امام صادق ( ع ) از وى به عمل آورده ، به عهد خود وفا مىكرد . او ادعاى امامت نداشت و هيچ كس نيز در زمان حيات وى ، چنين ادعايى به وى نسبت نداد و تنها پس از كشته - شدنش و آن زمان كه عباسيها ، در جهت تفرقهاندازى ميان شيعه تلاش مىكردند ، چنين صحبتهايى بميان آمد ، عباسيها همواره كوشش داشتند شيعيان را دچار تناقض سازند و برايشان ، دشمنتراشى كنند . اين ادعا ، بعدها ، شكل كاملترى به خود گرفت و به صورت مذهب مستقلى مطرح گشت كه نيرو و بقاى خود را از پيوند با يكى از بزرگان اهل بيت ( ع ) ، مايه مىگرفت فقه اين مذهب در بسيارى مسائل و مباحث ، با فقه امامية ، و آنچنان كه از فقه زيدية كه اساس فقهى مذهب خود را از نظرات زيد بن على ، اقتباس كردهاند ، همخوانى دارد مجموعهء فقهى نيز كه شاگردانش از وى نقل كرده يا ابو خالد عمرو بن خالد الواسطى آنها را به ايشان نسبت داده ، گوياى همين مطلب است .
خداى رحمت كند زيد بن على را كه رسالت پدرانش را بدوش كشيد و مبارزه و جهاد كرد تا بالاخره در راه مجاهدين راه خدا ، به شهادت رسيد و در شمار جاودانگان درآمد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٩٥