امام محمد باقر ( ع ) بود ، زيد به او گفت : پيامبر خدا او را باقر العلوم ( شكافندهء علوم ) ناميده و تو بقرهاش مىنامى وه چه تفاوت سهمگينى با يكديگر داريد تو به دوزخ مىروى و او روانهء بهشت خواهد شد . هشام گفتش : بيرون شو اى زنازاده ؛ زيد بن على نيز در حالى كه اين ابيات را به زبان مىآورد ، از حضورش بيرون رفت :
- ترس فراريش داد و تحقيرش كرد ؛ چنين است حال كسى كه از گرمى نبرد و كارزار ، دورى مىجويد .
- دستهايى بىتوان كه شكايت از تشنگى دارد و نيزههايى از هر سو بر او فرود مىآيند .
- در مرگ ، آسايش و راحتى او بود ؛ و مرگ در هر حال گريبانگير بندگان مىشود .
- اگر خداوند اراده كند مىتواند و توان آن دارد كه آثار دشمنان را چون خاكستر بر باد دهد .
و راه كوفه را پيش گرفت و مىگفت : هر كس به زندگى دل بست خوار گرديد .
مردم آنجا در مورد امر به معروف و نهى از منكر و دفاع از مستضعفين و دادخواهى ستمديدگان ، با وى بيعت كردند ؛ گروهى از علويها و هاشميها ، به او توصيه كردند كه به قول و قرار اهل عراق ، دل نبندد و به ايشان اعتماد نكند و برخوردى را كه با جدش امير المؤمنين و عمويش امام حسن و جدش امام حسين ( ع ) داشتند ، خاطرنشان ساختند ولى او به ادامهء راه خود ، اصرار ورزيد و از سوى فقها و بزرگان و نيكان مسلمان ، با استقبال وسيعى روبرو گشت .
و از ابى حنيفه آمده است كه گفته : خروج او با خروج جدش رسول خدا در روز بدر ، برابرى مىكند مبلغى پول نيز به دستش رسيد تا در نبرد با ستمگران از آنها استفاده كند . برخى مورخين نيز روايت مىكنند كه او خود شخصا به بصره رفت و اهالى آنجا را به يارى خود در نبرد عليه بنى اميه ، طلبيد و فرستادگانش را به مدائن و موصل و جاهاى ديگر فرستاد و دعوت او در سرتاسر عراق گسترش پيدا كرد و به آن سوى عراق نيز كشانده شد . وقتى خبر او به هشام بن عبد الملك رسيد طى نامهاى به كارگزار خود بر عراق يعنى يوسف بن عمر نوشت كه او را مورد پيگرد قرار دهد . يوسف بن عمر همه گونه شيوهها و احتياطهاى لازم را براى دور گرداندن مردم از وى را به كار گرفت . زيد به دشوارى و حساسيت اوضاع پى برد و در خارج شدن از كوفه ، شتاب كرد . يوسف بن -
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٩٢