بر بالين خود گذاردم و آن قدر گريه كردم كه اشكهايم بر گونههايش جارى شد حضرت نشست و فرمود : چه كسى مرا از ياد و ذكر خداى ، بازداشت ؟ گفتم : من بودم اى فرزند رسول خدا . اين چه بىتابى و عجز و لابه است اين ما هستيم كه بايد چنين كنيم و ما معصيتكاريم و جفا كار ، مولاى من پدر شما ، حسين بن على ( ع ) و مادرتان فاطمه زهرا ( س ) و جدّ شما رسول خداست . طاووس مىگويد حضرت رو به من كردند و فرمودند : هيهات ، هيهات اى طاووس ، با من سخن از پدر و مادر و جدم مكن خداوند بهشت را براى كسانى آفريد كه اطاعتش كردهاند و نيكى نمودهاند هر چند بندهء حبشى باشند و دوزخ را براى معصيتكاران و بدكاران آفريد هر چند سيد قريشى باشند آيا سخن الهى را نشنيدهاى كه فرمود : « فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون » به خدا سوگند كه فرداى قيامت جز كارهاى خوبى كه مىكنى ، هيچ چيز به دردت نخواهد خورد .
و در كافى با اسناد به ابو حمزة ثمالى آمده است كه امام زين العابدين ( ع ) در مناجات با خدا گريه كنان مىگفت : مولاى من چگونه درحالىكه عشق تو در دلم است عذابم مىدهى ترا به عزتت سوگند كه اگر چنين كنى مرا با گروهى كه بخاطر تو با آنها خصومت داشتهام ، به يك چوب راندهاى .
آن حضرت ( ع ) ، ياران خود را به امانتدارى سفارش مىكرد و مىفرمود : بخدايى كه محمد را به حق برگزيد و فرستاد سوگند اگر قاتل پدرم حسين ( ع ) همان شمشيرى را كه او را بدان كشت نزد من به امانت بگذارد ، آن را به وى بازخواهمگرداند .
حضرت در سفارش به سپاسگزارى از نيكوكار فرمود : خداوند متعال روز قيامت به بندهاش مىگويد : آيا از كسى كه به تو نيكى كرد سپاسگزارى كردى ؟ مىگويد : آرى ترا سپاس گفتم پروردگار من . خداوند مىفرمايد : اگر از او سپاسگزارى نكنى از من سپاسگزارى نكردهاى .
و از آن حضرت نقل شده كه به فرزند خود امام محمد باقر ( ع ) در بستر مرگ فرمودند : فرزندم ! زينهار از ستم بر كسى كه جز خدا ياورى در برابر تو ندارد . و آن حضرت مىفرمود : هر كس به برادرى كه به او پناه آورد پناه ندهد ولايت خداوندى از وى قطع خواهد شد .
و مىفرمايد : خداوند را بندگانى است كه در صدد برآوردن نيازهاى مردم هستند و هم آنها در روز قيامت ، در امان هستند و هر كس مؤمنى را شاد سازد خداوند روز
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٨٧