زينهار از مصاحبت با كسى كه با خويشانش قطع رابطه كرده ، بپرهيز كه من او را در قرآن ، ملعون يافتم .
و فرمود : سه مورد است كه اگر مؤمنان در آن قرار گيرند در پناه الهى قرار مىگيرند و روز قيامت در برابر هراس از روز رستاخيز ، در امان خواهند ماند هر كس به مردم آنچه را كه خود از ايشان درخواست كرده بود ، بدهد و مردى كه قدمى برندارد مگر آنكه بداند در جهت طاعت خدا يا در معصيت او برداشته است و كسى كه عيبى در برادر خود نجويد مگر آنكه آن را از خود دور كرده باشد و مرد را همين بس كه بجاى پرداختن به عيوب مردم ، به عيب خود بپردازد .
و به فرزندش امام باقر ( ع ) فرمود : به هر كس از تو خواست نيكى كن اگر شايستهاش بود كه به جا عمل كردهاى و لياقت داشته است و اگر شايستهاش نبود خود لياقت آن را داشتهاى و اگر كسى در سمت راست ، دشنامت داد و سپس به سمت چپ تو شد و عذرخواهى كرد عذرش را بپذير .
طاووس يمانى مىگويد : مردى را ديدم كه در مسجد الحرام به نماز ايستاده و دعا و گريه مىكند وقتى نمازش پايان يافت نزد او رفتم ديدم كه امام على بن الحسين زين - العابدين ( ع ) است به ايشان عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ترا در آن حال ديدم در صورتى كه در تو سه چيز است كه اميدوارم به يارى آنها ، در امان از ترس و هراس باشى يكى اينكه فرزند رسول خدا هستى و ديگر شفاعت جد تست و سومى رحمت خداوند عز و جل است . در پاسخ من فرمود : اى طاووس ! اينكه من فرزند رسول خدا هستم مرا در امان نمىدارد چه از خداوند شنيدهام كه فرمود : در آن روز خويشاوندى به كار نمىآيد و در مورد شفاعت جدم آن نيز در امانم نگه نمىدارد زيرا خداوند متعال مىفرمايد : جز براى آنان كه خدا از ايشان راضى است ، شفاعت نمىكنند . و بالاخره در مورد رحمت الهى ، خداوند مىفرمايد : كه رحمت من براى نيكوكاران نزديك است كه من خود را از ايشان نمىدانم .
و در روايت ديگر از طاووس يمانى آمده كه گفت : امام زين العابدين ( ع ) را شنيدم كه در نيايش خود مىگفت : پناه بر تو كه چنان معصيت مىشوى كه گويى نمىبينى و چنان بردبارى نشان مىدهى كه گويى معصيت نمىشوى . به خلق خود چنان مهر و محبت مىورزى كه گويى تو به آنها نياز دارى حال آنكه تو مولاى من ، بىنياز از ايشانى . آنگاه به سجده افتاد . طاووس مىگويد : به ايشان نزديك شدم و سر حضرت را
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٨٦