برخى راويان نيز كرامات ديگرى از اين دست به ايشان نسبت دادهاند كه در برابر نقد و بررسى ، قابل اثبات نيستند و به گمان من ( نويسنده ) برخى از اين كرامات نسبت داده شده به ايشان و ديگران ، ساخته و پرداختهء قصهپردازانى است كه در صدد برآمدهاند تا با اين داستانها ، توجه عوام الناس را جلب كنند و عواطفشان را برانگيزانند و تاريخ سرشار از چنين شواهدى است . حال آنكه به اعتقاد من آنها ( امامان ) اگر از خداوند چيزى مىخواستند خداوند هر آنچه را كه مىطلبيدند در اختيارشان مىگذارد ولى آنها به اميد نيل به آنچه خداوند براى شكيبايان و راضيان به قضاى او وعده داده ، در برابر سختيها و محنتها ، شكيبايى پيشه مىكردند . تاريخ سرشار و درخشان و غنى از فضايل و نيكى و فداكاريهاى ايشان در راه خدا ، تأكيدگر همين نكته است .
و از امام محمد باقر ( ع ) آمده كه امام زين العابدين ( ع ) فرمود : روزى بيمار گشتم پدرم به من گفت فرزند ، اشتهاى چه دارى ؟ به ايشان گفتم : مىخواهم از جمله كسانى باشم كه تكليفى براى پروردگارم در مورد امور خود ، معين نكنم . پدرم به من فرمود :
آفرين بر تو باد پسرم . تو اينك به ابراهيم خليل مانند شدهاى كه جبراييل به او گفته بود : آيا نيازى دارى ؟ و پاسخ داده بود : من پيشنهادى به خدايم نمىكنم خدايم همانچه بر من مىكند نيك است و هم او بهترين ياور است .
امام زين العابدين ( ع ) همواره از دوستداران و شيعيانش مىخواست كه در سخن - راندن از ايشان راه مبالغه نپيمايند و در بزرگداشت آنها ، راه اعتدال پيشه كنند ، ابن سعد در طبقات خود روايت كرده كه امام زين العابدين ( ع ) همواره مىفرمود : اى مردم همانگونه كه اسلام مىخواهد ما را دوست داشته باشيد كه به خدا سوگند كه دوستى شما در حق ما به گونهاى شده كه به صورتى ننگى بر ما درآمده و ما را مورد خشم و نفرت مردم ، ساختهايد .
و در روايت ديگرى ، ايشان خطاب به شيعيانشان مىفرمودند : نام و ياد ما در كتاب خدا آمد و نسب ما به رسول اللّه مىرسد و تولدى نيكو داريم . كه به نظر مىرسد با اين سخن خواسته تا آنها ( شيعيان ) به همين موارد و مزايا بسنده كنند و افتخار و شرف ايشان را در آنها بيابند و با مردم از مواردى سخن نگويند كه عقل و منطقشان ياراى تحملش ندارد .
و در مناقب ابن شهر آشوب آمده كه به ايشان گفته شد : اى فرزند رسول خدا براى چه هنگامى كه به مسافرت مىروى خود را به همراهانت نمىشناسانى ؟ فرمود : من خوش
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٦٩