يافته و فرزندش امام باقر ( ع ) و زيد بن على و افراد مطمئنى از ياران ائمه آنها را روايت كردهاند و از آن پس شيعيان حضرت مورد استفاده قرارشان داده و همچنان نزد بزرگان شيعه ، در شمار مقدسات بشمار مىرود و شب و روز و در نيمروز و نيمههاى شب و به - هنگام نياز و هر فرصتى ، همان دعاها را ، بر زبان مىآورند .
و از جمله در يكى از دعاهاى مربوط به شبهاى رمضان در صحيفهء سجاديه آمده است : پروردگارا ، من با معصيت خويش ، قصد مخالفت با ترا نداشتم و هنگامى نيز كه به معصيت پرداختم از آن رو نبود كه به تو شك داشتم يا تنبيه ترا دست كم مىگرفتم و يا به مجازاتت معترض بودم ولى نفس من ، فريفته شد و در اين كار ، گناهپوشانى تو ، ياريم كرد و حال ، چه كسى از عذاب تو نجاتم مىبخشد و اگر تو بندت را از من بگسلى ، به كدام بند و ريسمان ، آويزم ، پس واى بر من هنگامى كه فرداى قيامت ، به دست كم - گرفتگان تو گفته مىشود دست كشيد و راه خود گيريد و به ديگران گفته مىشود همين جا بمانيد نمىدانم بايد كه با دست كم گرفتگان بروم يا با ديگران بمانم ؟ و در اين دعا مىفرمايد :
پروردگارا وقتى حجتم پايان مىگيرد و زبانم از پاسخ تو در مىماند ، بر من رحم كن ، پروردگارا اگر ببخشايى چه كسى از تو در بخشيدن اولى است و اگر عذاب دارى چه كسى از تو در حكم راندن ، عادلتر است ، در اين دنيا بر غربتم رحم كن و به هنگام مرگ بر گرفتارىام و در قبر بر تنهايىام و در گور بر وحشتم رحمت آر و آنگاه كه بر جاى خود افتاده و دستان عزيزانم به اين سو و آن سوى مرا مىكشند مرا مورد رحمت خود قرار ده و آنگاه كه در غسلگاه ، همسايهء نيك من ، به غسلم مىپردازد بر من تفضل كن و در وقتى كه جنازهام بدست خويشان ، بلند مىشود بر من شفقت كن و در آن خانهء جديد و در گورى كه در آن قرار مىگيرم ، بر غربت و وحشتم ، رحم كن .
امام در دعاى براى خود و خانواده و برادران و همسايگان و همهء مسلمانان مىفرمايد :
پروردگارا و سرورا ! ترا به عزت و جلالت سوگند مىدهم كه اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنى من دست به دامان عفو تو مىشوم و اگر خبايثم را به رخم كشيدى كرم ترا مطرح مىسازم و اگر به دوزخم وارد كردى به دوزخيان عشق خود به ترا بازگو مىكنم ، پروردگارا اگر تنها بر دوستداران و مطيعان خود ، مىبخشايى پس گناهكاران به كه روى آورند و اگر تنها به وفاداران به خود ، كرم روا مىدارى پس بدكاران به كه پناه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٧٢