تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
پيش رفت و قهرمانانه جنگيد و دشمنان با يورش آوردن بر وى ، از پايش درآوردند . ديگر جعفر بن على برادر ابو الفضل العباس بود كه بنا به توصيفى كه مؤلفين حوادث كربلا ، از وى به عمل آورده‌اند نوجوانى بود كه هنوز بيست سال نداشت و قهرمانانه با از جان‌گذشتگى جنگيد و پس از حمله‌ور شدن جمعى بر او ، به قتل رسيد . پس از او برادرش عثمان بن على قدم پيش گذارد كه او نيز كشته شد و مادر اين هر سه به اتفاق ابو الفضل العباس ام فاطمه دختر حزام بود كه كنيه‌اش برگرفته شده از اين فرزندان پسر خود ، ام البنين ( مادر فرزندان پسر ) شده است ، راويان روايت مىكنند كه او پس از كشته شدن فرزندانش به بقيع مىرفت و گريه و زارى مىكرد و دوست و دشمن جمع مىشدند و از حال و گريه او به گريه مىآمدند و در گريه و زارىاش مىخواند : - مرا ديگر ام البنين مخوانيد كه مرا به ياد شيران غران مىاندازد . - مرا فرزندان پسرى بود كه مرا بدانان مىخواندند ولى اينك ديگر هيچ فرزندى ندارم . و محمد الاخضر بن على بن ابى طالب بود مادرش بنا به روايت طبرى ، اسماء بنت - عميس است و گفته شد كه مادرش ام ولد است و ابو بكر بن على مادرش ليلى بنت مسعود بود كه در روايت مدائنى آمده كه او را ميان كشتگان يافتند و ندانستند قاتلش كيست و ديگرى ابو بكر بن الحسن بود كه جوان نابالغى بود كه همچنانكه ارباب مقاتل مدعيند او را عقبة القنوى به شهادت رساند و ديگرى قاسم بن الحسن برادر ابو بكر بن الحسن بود و در روايت حميد بن مسلم آمده كه مىگويد : جوانى به ميدان نبرد قدم گذاشت كه چهره‌اش همچون قرص ماه زيبا بود و بدست شمشيرى داشت و پيراهن و ردايى بر تن كرده بود كه يك جفت كفش بپاداشت كه بند يكى از آنها كه درست بخاطرم مىآيد متعلق به پاى چپ بود ، پاره شده بود عمر بن سعد بن فضيل الازرى كه كنار من ايستاده بود گفت به خدا كه من مىخواهم بر او حمله كنم گفتم : اينها كه از هر سوى احاطه‌اش كردند به حسابش مىرسند ولى در يك چشم بر هم زدن با شمشير خود سر نوجوان را نشانه گرفت و او با روى صورت به زمين افتاد و فرياد زد : آى عمو جان . به خدا سوگند كه امام حسين نيز همچون عقاب به بالينش آمد و بسان شير ، حمله‌ور شد و با شمشير ضربه‌اى بر عمر وارد آورد و او با بازوى خود ضربه را دريافت كرد كه باعث شد از پايين آرنج به شدت آسيب بيند . سواران بنى سعد سر رسيدند تا او را از دست امام حسين نجات دهند و او را زير سمهاى خود گرفتند و به هلاكت رساندند وقتى گرد و خاك نبرد
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 107 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس