تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بيان كرده است در مورد نوشتن آن سند امتناع نمايد . و بعضى گفته‌اند : منظور اين است كه يعنى چون خداوند بر او تفضل كرده و نعمت نوشتن را به او داده است نبايد از نوشتن آن سند خوددارى كند و در اين كه آيا نوشتن بر كسى لازم است يا نه اقوالى گفته شده است : 1 - بعضى گفته‌اند : مانند جهاد واجب كفايى است ( شعبى و جمعى از مفسرين و رمانى و جبائى نيز همين قول را اختيار كرده‌اند ) و جبائى ميگويد جايز است كه نويسنده و گواه در مقابل نوشتن خود اجرت بگيرند و شيخ ابو جعفر طوسى مىگويد نزد ما ( شيعه ) جايز نيست كه اجرت بگيرند و پول سندى كه در آن نوشته مىشود بعهدهء طلبكار است و از آنجا كه حق و مال از اوست بايد سند هم در دست او باشد . 2 - بر كاتب لازم است در صورتى كه فراغت داشته باشد آن را بنويسد . ( سدى ) 3 - اگر كسى از او درخواست كند واجب است كه بنويسد . ( مجاهد - عطا ) 4 - در صورتى كه نويسنده منحصر به او باشد كه اگر ننويسد به طلبكار ضرر وارد مىشود واجب است كه بنويسد ولى اگر ديگرى وجود داشته باشد و به نوشتن آن همت گمارد بر او لازم نيست كه بنويسد . ( حسن ) 5 - نوشتن واجب بوده ولى بجمله
« وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ »
نسخ گشت . ( ضحاك ) « فليكتب » اين دستور بنويسنده است كه بايد سند را مطابق دستورش بنويسد و از آنجا كه در زمان رسول اكرم ( ص ) نويسنده كم بود از اين رو براى تأكيد با لفظ امر آن را بيان كرده است زيرا وقتى كه امر به چيزى نمود و از ترك آن نهى كرد بيشتر اهميت فعل آن را مىرساند تا اين كه يكى از امر يا نهى را بيان نمايد . سپس خداوند دستور امضاء را براى نويسنده بيان كرده ميفرمايد
« وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ »
يعنى مديون بايد با زبان خويش بدين اقرار نمايد سپس بنويسد كسى كه بدهكار است در مورد امضاء از خدا بترسد
« وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً »
و نبايد كه در وقت امضاء و اقرار چيزى را از اوصاف و مقدار كم نمايد . سپس خداوند حكم كسى را كه توانايى املاء و امضاء ندارد بيان مىكند
« فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً »
و چنانچه