مفعول ميان فعل و فاعل فاصله مىانداخت و اين فاصله از نظر ادبى ناپسند است .
و ثانياً - منظور از دو لفظ احداهما يكى نيست بلكه مراد از « احداهما » ى اول فراموشى يكى از دو « شهادت » است و مقصود از « احداهما » ى دوم يكى از آن دو « زن گواه » مىباشد . و شاهد اين مطلب اين است « كلمه ضل » در مورد فراموش كننده به كار نميرود . بنا بر اين منظور ، از بين رفتن خود شهادت است ( و ضمير به شهادت برمىگردد نه بزنها ) چنان كه خداوند در جاى ديگر از زبان كسانى كه غير از خدا را پرستش مىكردند و به آنها گفته مىشود آنها بكجا رفتند نقل مىكند كه آنها گفتند :
« قالُوا ضَلُّوا عَنَّا »
« 1 » ( گويند از ما ناپديد شدند : ) سپس خداوند گواهان را مورد خطاب قرار داده مىفرمايد :
« وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا »
در معناى اين جمله سه قول گفته شده است :
1 - و اگر گواهان براى گواهى دادن خواسته شدند آنان نبايد از گواهى ، خوددارى كنند ( مجاهد - عطا - سعيد بن جبير ) و البته لزوم گواهى در صورتى است كه آنان به آن ، دانا بوده و خوف ضررى هم نداشته باشند .
2 - وقتى كه آنان را براى گواه بودن طلبيدند نبايد از گواه شدن امتناع نمايند ( قتاده - ربيع ) 3 - يعنى براى هر كدام از گواه شدن يا گواهى دادن طلب شدند نبايد امتناع كنند ( ابن عباس - حسن ) و از امام جعفر صادق ( ع ) نيز نقل شده است و اين معنا نظر به پر فايدهتر بودن آن ، بر آن دو معناى ديگر برترى دارد .
« وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ »
و شما طرفين قرض نبايد از نوشتن مبلغ قرض كم باشد يا زياد تا مدت آن ناراحت شده و آن را انجام ندهيد و بعضى گفتهاند اين جمله خطاب بگواهان است يعنى شما گواهان از اين كه گواهى را به حق بنويسيد ناراحت نباشيد .
« الى اجله » گفتهاند : مراد از « اجله » مدت قرض نيست بلكه منظور مدت گواه
هامش
( 1 ) - آيه 36 از سورهء اعراف