تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
زندگى او را تباه مىسازد ، آگاه باشيد كه انصار ( مسلمين مدينه ) لباس من و راز دار من و مخزن من هستند كه به آن پناه مىبرند ، من شما را به تقواى الهى و نيكى كردن به انصار توصيه مىكنم ، نيكوكاران آنها را بپذيريد و از گنهكاران آنها بگذريد .

حركت دادن سپاه اسلام به فرماندهى اسامه

سپس پيامبر ( ص ) اسامة بن زيد را طلبيد و به او فرمود : « به لطف و يارى خدا به فرماندهى از سپاه اسلام ، به سوى جبههء ( شام ) حركت كن » . پيامبر ( ص ) اسامه را بر جماعتى از مهاجران و انصار كه در ميانشان ابو بكر و عمر و مهاجرين نخستين بودند ، امير قرار داده ، و به او فرموده بود كه لشگر خود را تا قسمت پائين فلسطين ، حركت دهد . اسامه عرض كرد : « پدر و مادرم بفدايت ، اى رسول خدا آيا اجازه مىدهى كه چند روزى در مدينه بمانم ، تا خداوند ترا شفا بخشد ، من چگونه از مدينه بيرون بروم و شما در اين حال باشيد ؟ و خارج گردم كه قلبم جريحه‌دار است ؟ » . پيامبر ( ص ) فرمود : « اى اسامه ، حركت كن ، چرا كه عقب نشينى از جهاد ، در هيچ شرائطى روا نيست » . پس از اين دستور ، به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه جمعى در مورد اين فرمان خورده گرفته‌اند ( كه چرا آنحضرت اسامه را كه جوان نورس است ، فرماندهء سپاه قرار داده ) . رسول اكرم ( ص ) خطاب به مردم فرمود : به من خبر رسيده كه شما در مورد فرماندهى اسامه ، ايراد تراشى مىكنيد ، چنان كه در مورد فرماندهى پدرش ( زيد بن حارثه در جنگ موته ) قبلا ايراد تراشى نموديد ، سوگند به خدا ، اسامه براى فرماندهى شايستگى دارد ، و پدرش نيز اين شايستگى را داشت ، او از محبوبترين مردم در نزد من است ، شما را توصيه مىكنم كه در مورد پيروى از او به نيكى رفتار كنيد ، اگر دربارهء فرماندهى او ، حرف بىربط مىزنيد ، گويندهء شما در مورد