تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
سپس براى اهل بقيع طلب آمرزش كرد ، و دعاى بسيار در اين راستا نمود ، آنگاه به امير مؤمنان على ( ع ) رو كرد و فرمود : « همانا جبرئيل هر سال يك بار قرآن را بر من ( مىخواند و ) عرضه مىداشت ، و در اين سال دو بار عرضه كرد ، و اين نيست مگر براى رسيدن پايان عمر » . سپس فرمود : « اى على ! مرا مخيّر ساختند ميان اينكه هميشه در دنيا باشم و گنجينه‌هاى دنيا را در اختيارم بگذارند و يا اينكه ( از دنيا بروم و ) بهشت را به من بدهند ، و من ديدار پروردگارم و بهشت را برگزيدم ، هنگامى كه از دنيا رفتم مرا غسل بده و عورت مرا بپوشان ، زيرا عورت مرا كسى نبيند مگر اينكه كور شود .

بسترى شدن رسولخدا ( ص ) و آمدن او به مسجد

سپس رسولخدا ( ص ) از بقيع به خانهء خود بازگشت ، و سه روز با كسالت و ناتوانى شديد در منزل بود ، آنگاه در حالى كه سر خود را بسته بود از طرف راست به على ( ع ) و از سمت چپ به فضل بن عباس تكيه كرد و به مسجد آمد و بر منبر بالا رفت و نشست ، سپس فرمود : « اى گروه مردم ! بسيار نزديك شده آن وقتى كه از ميان شما بروم ، پس هر كه امانتى يا وعده‌اى نزد من دارد بيايد تا به او بدهم ، و هر كه به من وامى داده مرا به آن آگاه سازد ، اى گروه مردم ! ميان خدا و ميان هر يك از بندگان چيزى كه بواسطهء آن نيكى به او رساند يا بدى از او دور كند نيست جز عمل و كردار ( يعنى عمل نيك است كه موجب سعادت و دورى از شرّ مىشود ) . اى گروه مردم ! بدون كردار نيك ، كسى ادعاى درستكارى نكند و آرزوى نجات نداشته باشد ، سوگند به خداوندى كه مرا به پيامبرى برانگيخت هيچ چيز انسان را نجات نمىدهد مگر عمل نيك با رحمت خدا ، اگر من ( هم كه پيامبر هستم ) نافرمانى خدا كنم به دوزخ مىافتم - اللّهمّ هل بلّغت : « خدايا آيا ( مأموريت تبليغ را ) رساندم ؟ » و سپس از منبر پائين آمد و نماز سبكى خواند و آنگاه به خانه
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 282 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى