تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

ماجراى روزهاى آخر عمر پيامبر ( ص )

هنگامى كه پيامبر ( ص ) دريافت كه پايان عمرش نزديك شده است « 1 » ترس آن را داشت كه پس از خودش ، منافقين زمام امور حكومت اسلامى را بدست بگيرند ، در هر فرصتى كه بدست مىآمد به مسلمين هشدار مىداد و آنها را از فتنه و اختلاف برحذر مىداشت و تأكيد فراوان مىنمود كه پس از خود به سنّتش تمسّك كنند و همهء آنها با همبستگى و اتحاد ، از سنّت پيروى نمايند ، و نيز تأكيد نمود كه مسلمين از عترت پاكش ، اطاعت و پيروى نمايند ، و از آنها حمايت و يارى كنند و در شئون دين به آنها تكيه و اعتماد نمايند ، و قطعا از پراكندگى و اختلاف و رو در روئى با همديگر اجتناب نمايند . آنحضرت اسامة بن زيد را فرماندهء لشگر اسلام كرد تا مسلمين تحت فرماندهى او به سوى شام حركت كنند ( و از تجاوز دشمنان اسلام در مرزهاى اسلامى جلوگيرى نمايند ) .
هامش
( 1 ) بايد توجّه داشت كه پس از جنگ حنين ، رويدادهاى ديگرى نيز مانند جنگ تبوك و حادثه مسجد ضرار ( در سال نهم ) و جريان مباهله و حجة الوداع و حادثهء عظيم غدير و . . . رخ داد كه در اين كتاب نيامده است ( در اين باره به « منتهى الامال » جلد اوّل صفحه 66 تا 74 مراجعه شود ) - مترجم .