تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

حياى على ( ع )

محمد بن اسحاق نقل مىكند ، على ( ع ) ( در پاسخ كسى كه گفت : چرا زره عمرو را از تنش بيرون نياوردى ؟ ) فرمود : من شرم دارم كه عورت پسر عمويم را مكشوف نمايم . روايت شده : وقتى كه على ( ع ) ، عمرو بن عبدود را كشت ، اين خبر به گوش خواهر عمرو رسيد ، او گفت : چه كسى جرئت بر كشتن برادرم را داشته است ؟ گفتند : پسر ابو طالب . خواهر گفت : مرگ عمرو به دست همتاى كريمى رخ داد ، اشكم هرگز خشك نشود اگر براى او اشك بريزم ، سپس اشعارى سرود و گفت كه از جمله آنها اين دو شعر است :
لو كان قاتل عمرو غير قاتله * لكنت ابكى عليه آخر الابد لكنّ قاتل عمرو لا يعاب به * من كان يدعى قديما بيضة البلد
: « اگر كشندهء عمرو ، جز اين كشنده ( على عليه السّلام ) بود ، تا ابد بر او مىگريستم ، ولى كشندهء عمرو كسى است كه بواسطهء كشتن او عيبى بر عمرو نيست آنكس كه پيش از اين « بيضة البلد » ( يگانه مرد شهر ) ناميده مىشد » . كشته شدن عمرو و نوفل موجب شكست و گريختن مشركين گرديد ، و رسول خدا ( ص ) بعد از قتل آنها فرمود : « اكنون ما با دشمن مىجنگيم و آنها با ما نمىجنگند » ( ما موقعيت تهاجمى بدست آورديم و آنها موقعيّت دفاعى ) .

20 - غزوهء بنى قريظه

رسولخدا ( ص ) روز چهار شنبه 23 ذيقعده سال پنجم هجرت از جبههء جنگ خندق به مدينه بازگشت . علامّهء طبرسى مىگويد : هنگامى كه رسولخدا ( ص ) وارد مدينه شد ، حضرت
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 249 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى