منظرهء رقّت بار عبّاد ، عمّار را منقلب كرد و با لحن اعتراض گفت : چرا در آغاز مرا بيدار نكردى ؟ !
عباد گفت در نماز سورهاى را ( كه سوره كهف بود ) مىخواندم و دوست نداشتم كه آن را در وسط قطع نمايم ولى وقتى كه ديدم تير پشت سر هم به من اصابت مىكند ، تو را با خبر كردم ، سوگند به خدا اگر احساس خطر براى اسلام و حفظ مأموريت خود از طرف پيامبر ( ص ) نمىكردم ، قبل از شكستن نماز ، جانم را فدا مىكردم ، و پيش از قطع نماز نفسم قطع مىشد .
16 - غزوهء بدر دوّم
[ بايد توجّه داشت كه در پايان جنگ احد ابو سفيان اعلام كرده بود : سال ديگر در همين موقع در بيابان بدر انتقام بيشترى از مسلمين مىگيريم ] .
اين غزوه را بدر صغرى ، و همچنين بدر موعد مىنامند كه در ماه شعبان سال چهارم هجرت بعد از غزوهء غطفان واقع شد .
علّامه طبرسى گويد : رسولخدا ( ص ) همراه سپاه خود به سوى بيابان بدر حركت كردند ، تا در برابر وعدهاى كه ابو سفيان داده بود بايستند .
پيامبر ( ص ) هشت روز در آن سرزمين باقى ماند .
از سوى ديگر ابو سفيان با جمعى از اهل تهامه خارج گرديد تا به سرزمين ظهران رسيد ، در آنجا تصميم بازگشت گرفت و با سپاه خود به مكّه مراجعت كردند .
پيامبر ( ص ) و اصحابش چند روزى در بازار بدر به خريد و فروش پرداختند ، و سود فراوانى بدست آوردند و سپس به مدينه بازگشتند .
17 - غزوهء دومة الجندل
دومة الجندل قلعهاى بود كه بين مدينه و شام قرار داشت ، از آنجا تا دمشق پنج