تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
شده تا بنده‌اى را آزاد كند ، موى پيشانى عمرو را تراشيد و او را به عنوان اداى نذر مادر ، آزاد ساخت ، عمرو به سوى مدينه حركت كرد ، در مسير راه وقتى كه به سرزمين قرقره رسيد دو نفر از طايفهء عامر را در آنجا ديد ، آن دو نفر از طرف رسولخدا ( ص ) امان نامه گرفته بودند ، ولى عمرو از آن اطّلاع نداشت ، وقتى كه آن دو نفر خوابيدند ، عمرو آنها را كشت و با خود مىگفت : با اين كار قسمتى از انتقام خون مبلّغين اعزامى را گرفتم . عمرو به مدينه آمد و خبر كشتن اين دو نفر را به رسولخدا ( ص ) گزارش داد ، پيامبر ( ص ) به او فرمود : بايد ديهء آنها را پرداخت ( چون آنها در امان من بودند ) سپس فرمود : اين حوادث بر اثر كار ابو براء ( كه امان داده بود و به امانش وفا نكرد ) پيش آمد ، و من نمىخواستم چنين شود . سيره نويسان ، عامر بن فهيره را به عنوان يكى از شهداى بئر معونه نام برده‌اند ، كه جنازه‌اش مفقود شد ، و فرشتگان آن را دفن كردند ، و همچنين نافع بن بديل جزء شهداى بئر معونه بود . و حسان بن ثابت و كعب بن مالك ( دو شاعر اسلام ) اشعارى در سوگ شهيدان بئر معونه سرودند و خواندند . و انس بن مالك مىگويد : رسولخدا ( ص ) آنچنان از خبر شهادت شهداى بئر معونه ، غمگين شد كه هيچگاه او را اين گونه غمگين نديده بودم .

14 - غزوهء بنى نضير

رسول خدا ( ص ) از مدينه به قلعه يهود بنى نضير آمد تا در مورد خونبهاى دو مقتول كه عمرو بن اميّه آنها را كشته بود ( كه قبلا ذكر شد ) از يهود وام و كمك بگيرد ( چرا كه يهوديان در زير پرچم اسلام به سر مىبردند ) . پيامبر ( ص ) بر كعب بن اشرف ( كه از سران يهود بود ) وارد شد و كعب با استقبال گرم خود ، مقدم پيامبر ( ص ) را گرامى شمرد ، و در ظاهر برخاست كه براى
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 232 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى