تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
1 - جمعى با مسلمين پيمان بستند كه با آنها جنگ نكنند و دشمن را بر ضد آنها يارى ننمايند ، اين افراد سه طايفهء يهود بنامهاى : يهود بنى قينقاع ، و يهود بنى قريظه ، و يهود بنى نضير بودند . 2 - جمعى ديگر با اسلام و مسلمين در جنگ بودند و اظهار دشمنى مىكردند مانند كفّار قريش . 3 - و جمعى ديگر ، كارى به پيامبر ( ص ) نداشتند و در انتظار ماندند تا ببينند عاقبت كار او چه مىشود ، مانند طوائفى از عرب ، كه بعضى از آنها در باطن دوست داشتند كه پيامبر ( ص ) ظهور كند و به پيش برود مانند قبيله خزاعه ، و بعضى به عكس در باطن دوست داشتند كه پيامبر ( ص ) شكست بخورد مانند قبيله بنى بكر . و بعضى در ظاهر با پيامبر ( ص ) بودند ولى در باطن با دشمنان بودند مانند منافقان . و نخستين گروه از يهوديان ، يهود بنى قينقاع بود كه پيمان خود را با اسلام شكستند ، پيامبر ( ص ) در ماه شوّال پس از جنگ بدر به جنگ با آنها پرداخت . آنچه كه آتش جنگ را روشن كرد اين بود كه زنى از عرب ( يا از مسلمين ) نزد يك نفر زرگر يهودى رفت ، زرگر از او خواست كه صورتش را باز كند ، او اين خواسته را رد كرد ، زرگر لباس او را از پشت گره زد ( بىآنكه او متوجّه شود ) وقتى كه او برخاست قسمتى از بدنش كه مىبايست پوشيده باشد ، آشكار گرديد ، و يهوديان حاضر از روى مسخره خنديدند . آن زن فرياد زد ، مردى از مسلمين برجهيد و به زرگر حمله كرد و او را كشت ، همين حادثه موجب شد كه جمعى از يهود اجتماع كرده و آن مسلمان را كشتند ، و در نتيجه بين مسلمين و بنى قينقاع آتش جنگ شعله‌ور گرديد . پيامبر ( ص ) ابو لبابة بن منذر را در مدينه جانشين خود ساخت و همراه جمعى از مسلمين به سوى قلعهء بنى قينقاع حركت نمودند و قلعهء آنها را شديدا محاصره كردند و اين محاصره پانزده روز تا آغاز ماه ذيقعده ادامه يافت .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 202 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى