نه يك وجه مستقل . و اما سه شخص ديگر كه نام آنها را برديم همگى وجه اختلاف ناشى از لهجههاى متفاوت را گر چه در مقام اظهار نظر ، امرى مجاز شمردهاند ولى اين واقعيت را كه چنين وجه اختلافى عملا در قرائتها وجود دارد ناديده گرفتهاند .
ما وقتى ميگوئيم اين وجوه هفتگانه اختلاف كه ، بر شمردهايم همه موارد اختلاف در قرائت قرآن را در بر مىگيرد منظورمان اين نيست كه اينها همه در يك كلمه جمع ميشوند ، ممكن است در هر كلمه دو يا بيش از دو وجه اختلاف وجود داشته باشد و ممكن است در كلمهاى يك وجه قرائت بيشتر وجود نداشته باشد ، منظور ما اينست كه تمام موارد اختلاف كه در قرآن هست از اين هفت نوع كه ما بر شمردهايم بيرون نيست
76
. و نيز توجه به اين نكته ضرورى است كه تعيين انواع اختلافها در هفت اختلاف ، و بيان هر كدام از آنها بطور مشخص ، براى ما امروز وقتى ميسر شده كه ميتوانيم آراء قدماء را بررسى كنيم و در آنها جمع و تلفيق به عمل آوريم . ولى وضع اصحاب رسول خدا كه بيشتر آنها اهل نوشتن و خواندن نبودند طور ديگرى بود ، باينصورت كه پيامبر ( ص ) هميشه در ميان آنها بود و خود به آنها تعليم ميداد كه قرآن را چگونه بخوانند و مبهمات را بيان ميكرد و بنابر اين اصحاب نمىتوانستند بدرستى بدانند انواع مشخص اين اختلافات هفتگانه چيست و اجمالا ، همينقدر ميدانستند كه در همه مفردات قرآن انواع اختلاف در قرائت از هفت نوع تجاوز نمىكند .
امروز از طريق استنباط و استقراء است كه ما بدست ميآوريم كه انواع قرائتها كه پيامبر عملا مجاز شمرده بود كدامها بودهاند و از اين راه معناى مشخص اينكه قرآن بر « احرف سبعه » نازل شده بر ما روشن مىگردد .
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: صبحي الصالح
ص١٧١