( 25 ) الاتقان 1 / 230 . كسى كه بخواهد مثالهاى بيشترى به دست آورد مراجعه كند به الاتقان 1 / 227 - 231 ( قسم سى و هفتم در آنچه با غير زبان حجاز نازل شده است ) .
( 26 ) وى يوسف بن عبد اللّه بن عبد الصمد بن عبد البر النمرى القرطبى ، صاحب كتاب « الاستيعاب » مىباشد كه در سال 463 درگذشته است ( شذرات الذهب 3 / 314 ) .
( 27 ) البرهان 1 / 219 و نگاه كنيد به آنچه در الاتقان 1 / 82 درباره قريشى بودن عمر و هشام آمده است .
( 28 ) الاتقان 1 / 83 ، زركشى در البرهان 1 / 224 - 225 اين دانشهاى هفتگانه را با ذكر شواهد قرآنى براى آنها بيان كرده است ، ولى ما از باب اختصار به عبارت « الاتقان » بسنده كرديم .
( 29 ) البرهان 1 / 225 .
( 30 ) البرهان 1 / 216 .
( 31 ) البرهان 1 / 216 .
( 32 ) البرهان 1 / 220 .
( 33 ) طبرى در تفسيرش 1 / 10 -
( 34 ) 69 ،
InTro - Cor
،
blachErE
و نيز مراجعه شود به :
105 ،
III QoranS ,
dES
GESchichTE
( 35 ) ابن الجزرى در « النشر » قرائت به معنا را انكار كرده و گفته : « كسى كه مىگويد بعضى از اصحاب مانند ابن مسعود قرائت به معنا را مجاز مىدانسته بر وى دروغ بسته است . آنچه ابن مسعود گفته اين است كه : « من قرائتها را از نظر گذراندم و آنها را نزديك به هم يافتم پس هرطور كه آشنائى داريد آنطور قرائت كنيد » مراجعه كنيد به محاسن التاويل قاسمى 1 / 290 .
( 36 ) البرهان 1 / 318 و مراجعه كنيد به الاتقان 1 / 138 .
( 37 ) همانطور كه زركشى گفته ، شاهد اين مطلب روايتى است كه ترمذى نقل كرده بدين مضمون كه : « رسول خدا جبرئيل را ملاقات كرد و فرمود اى جبرئيل من مبعوث شدهام بر امتى كه دانشى ندارند ، در ميان آنها افراد ناتوان ، پير سالخورده پسر بچه و دختر بچه ، و كسانى هستند كه هيچ متنى قرائت نكردهاند ، جبرئيل در پاسخ گفت اى محمد قرآن بر « هفت حرف » نازل شده است سپس ترمذى اضافه نموده كه اين روايت درست و قابل اعتماد است ( نگاه كنيد به البرهان 1 / 227 ) .
( 38 ) نگاه كنيد به البرهان 2 / 125 در مورد وجوب به دست آوردن تواتر قرآن .
( 39 ) صحيح بخارى 6 / 185 .
( 40 ) سورة البقره 37 ( و نگاه كنيد به الاتقان 1 / 79 ) و از اين باب است كلمه « باعد » در قول خداوند متعال : « ربنا باعد بين اسفارنا » ( سوره سبا آيه 19 ) كه در يك قرائت با صيغه امر خوانده شده و در قرائت ديگر كه به يعقوب منسوب است با صيغه خبر .
ملاحظه مىشود كه شكل كلمه در هر دو حال يكى است ولى با تغيير اعراب معنى نيز