قريش صحبت مىكردند ، بلكه لهجههاى خاص اعراب محفوظ مانده بود و آثار اين لهجات و خصوصيات آن ، هنگامى كه آنها همان متون و اشعارى را كه به زبان قريش نوشته يا سروده شده بود مىخواندند ظاهر ميگرديد و در حقيقت ، آنها آن متون و اشعار را مىخواندند ولى با لهجههاى خاص خودشان
69
. ابن هشام مىگويد :
« اعراب اشعار يكديگر را مىخواندند ولى هر كدام از آنها با شيوهها و لهجههاى فطرى خاص خودشان آن را اداء مىكردند و به اين جهت بعضى از ابيات به شكلهاى مختلفى روايت شده است
70
. » با توجه به اين پديده اجتناب ناپذير بود كه قرآن از طرفى در مسأله تحدى به اينكه آنها نخواهند توانست آياتى مانند آيات قرآن را بياورند فقط خواص و بلغاء عرب را مخاطب قرار ميدهد تا اين ثبات و نمونهگى زبان قريش را حفظ كند ولى از طرف ديگر در كيفيت قرائت آيات توسعه بيشترى مىدهد و تجويز مىكند كه بر حسب لهجههاى مختلف خوانده شود و افراد را مكلف نمىسازد كه قرآن را حتما به غير آن لهجهاى كه به آن خو گرفتهاند و مىتوانند آن را سهل و آسان اداء كنند بخوانند
71
ابن الجرزى در بيان ذيل ، اين مطلب را به اين صورت بيان مىكند :
« علت اينكه قرآن بر « سبعة احرف » نازل شده اين بوده كه كار اين امت سهل باشد چون خداوند براى اين امت ، شرافت ، گشايش و رحمت و فضيلت خاصى قائل شده و خواست پيامبر اين امت را كه افضل خلق و حبيب حق تعالى بوده در اين مورد اجابت فرموده است » .
وى سپس اين گفته را چنين توضيح مىدهد كه : « هر كدام از پيامبران ديگر بر قوم خاصى مبعوث مىشدند ولى پيامبر اسلام بر همه خلق اعم از سرخ پوست و سياه پوست ، عرب و عجم مبعوث گرديد و اعراب كه قرآن با زبان آنها نازل گرديد لغتها و زبانهاى مختلف داشتند و براى اهل هر زبان سخت بود كه زبان و شيوه خود را كنار بگذارد و زبان و شيوه ديگر اتخاذ كند بلكه بعضى
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: صبحي الصالح
ص١٦٩