از آنها حتى با تعليم و تمرين نيز قدرت اين كار را نداشتند »
72
. اهميت اين وجه اخير ، يعنى اختلاف در لهجات آنچنان زياد است كه بعضى از دانشمندان « احرف سبعه » را در انواع لهجهها محدود كرده و گفتهاند قرآن بر هفت لهجه نازل شده است . در حالى كه پارهاى ديگر اين وجه را به كلى ناديده گرفته و بقول « ابن قتيبه » گفتهاند كه » تنوع در لفظ و معنى را نميتوان از وجوه اختلاف كه « احرف سبعه » بر آن ناظر است دانست چون اين نوع از تنوع ، كلام را از واحد بودن خارج نمىكند »
73
. هم اين نظر و هم نظر قبلى هر دو مبنى بر افراط هستند زيرا از طرفى شش وجه اختلاف ديگر كه قبلا ذكر كردهايم آنچنان مهم هستند كه بهيچوجه نميتوان آنها را كنار گذاشت و فقط به اختلاف در لهجهها اكتفاء كرد و از طرف ديگر اختلاف لهجهها در اداء بعضى از كلمات عملا در ميان اصحاب وجود داشته بلكه عميقترين اختلاف در اين مورد رائج بوده و به اين جهت غفلت از آن و اكتفاء به ساير وجوه اختلاف كه نميتواند همه موارد مورد نظر را در بر بگيرد بهيچوجه جايز نيست . علت اينكه ما در تتبع مورد اختلاف منظور از « احرف سبعه » راهى بر خلاف همه قدماء رفتهايم همين است كه ما تتبع آنها را ناقص يافته و عمل آنها را يك استقراء كامل نديدهايم . با اينكه زرقانى در « مناهل العرفان » مذهب ابو الفضل رازى
74
را در اين باب بر مذهب » ابن قتيبه « و » ابى الخير بن الجرزى « و » قاضى ابو بكر بن الطيب باقلانى
75
ترجيح داده ما نه مذهب رازى را انتخاب كردهايم و نه مذهب يكى از اين ديگران را . نقص مذهب رازى اينست كه وى در كتب « اللوائح » هيچ اشارهاى به اختلاف ناشى از حروف مانند « يعلمون » و « تعلمون » نكرده با اينكه اين وجه اختلاف در هيچكدام از شش وجه اختلاف ديگر كه وى ذكر كرده نيست . و ديگر اينكه وى اختلافى را كه از صرف افعال ماضى و مضارع و امر در اداء كلمات ناشى مىشود يك وجه مستقل بشمار آورده در حالى كه ما اين وجه را داخل در وجه اختلاف ناشى از اعراب ميدانيم
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: صبحي الصالح
ص١٧٠