تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
چگونه بايد نوشت و به عنوان وحى حفظ كرد جز با طريق نقل متواتر از شخص پيامبر ( ص ) ثابت نميشود . تواتر شرط اثبات « قرآنيت » است و نص قرآن با خبر واحد گرچه صحيح باشد ثابت نميشود و اختلاف در آنچه به شكل متواتر به عنوان قرآن نقل شده فقط درباره الفاظ معددى وجود دارد 38 بنابر اين نميشود اين تسهيلات را كه براى افراد خاص قائل شده‌اند معناى « احرف سبعه » دانست و معتقد شد كه منظور حفظ معنى و امكان قرائت به هفت شكل مىباشد . وقتى نتوانيم هيچكدام از آراء نامبرده را به تنهائى كافى و مقبول بدانيم به نظر ميرسد بايد از ميان مجموع آنها انتخابى به عمل آوريم ، اين انتخاب هيچ مانع نقلى و يا عقلى ندارد و شايد بهترين طريق معنا كردن حديث « احرف سبعه » همين انتخاب باشد كه دور از هر نوع افراط و تفريط صورت مىگيرد . ميگوئيم مراد از احرف سبعه - و اللّه اعلم - هفت وجه قرائت است كه قارى با هر كدام از آنها كه بخواند مصيب است . نبى اكرم خود به اين موضوع تصريح كرده و فرموده : « جبرئيل قرآن را با يك حرف به من تعليم كرد ، من به او مراجعه كردم و دائما آن را تكرار نمودم تا اينكه به هفت حرف رسيد » 39 . يك لفظ قرآنى هر قدر هم به شكلهاى مختلف اداء شود و قرائت‌هاى متنوع داشته باشد اين اختلاف و تنوع از هفت وجه آينده كه اكنون بر مىشمريم بيرون نيست : اول : اختلاف در اقسام اعراب اعم از اينكه معنى نيز تغيير كند يا نكند ، آنجا كه معنى تغيير پيدا مىكند مانند آيه :
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
40 كه
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
نيز خوانده شده است ، و آنجا كه معنى تغيير پيدا نميكند مانند آيه
وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ
كه « و لا يضار » نيز خوانده شده است 41 . دوم : اختلاف در حروف ، چه با تغيير معنى و بدون تغيير صورت كه احيانا از آن به اختلاف در « نقط » تعبير مىكنند ، مثل « يعلمون و تعلمون ) 42 و چه با تغيير در صورت بدون تغير در معنى مانند « الصراط و السراط » و المصيطرون و المسيطرون » 43 كه اين كلمات اخير در مصاحف با « ص » مبدل از « س » كه اصل