صفات فعل ، علم صفات عفو و عذاب ، علم حشر و حساب و علم نبوات
28
. و همچنين اين عقيده كه منظور از احرف سبعه عبارتست از مطلق و مقيد ، عام و خاص ، نص و موول ، ناسخ و منسوخ ، مجمل و مفسر و استثناء و اقسام آن
29
. پارهاى از اين افراد تا آنجا پيش رفتهاند كه براى اثبات نظر نادرست خود به حديث ضعيفى نيز استناد نمودهاند ، اينان حديث مرفوعى را از پيامبر به روايت ابن مسعود نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود :
« اولين كتاب از يك باب و بر يك وجه نازل شده بود ، ولى قرآن از هفت باب و بر اين هفت حرف نازل شده است : نهى كننده ، امر كننده ، حلال ، حرام ، محكم ، متشابه و امثال . پس حلال آن را حلال بشمريد و حرامش را حرام ، از مثلهايش عبرت بگيريد ، به متشابه آن ايمان بياوريد و بگوئيد : « به آن ايمان آورديم كه همهاش از جانب پروردگارمان است
30
» . ابن عبد البر گفته : « صحت اين حديث در نزد اهل علم ثابت نشده و ضعف آن مورد اجماع است »
31
. آنچه بيش از همهء اين عقايد ضعيف ، نابجا و غير قابل تحمل مىباشد عقيدهاى است كه بعضى از بزرگان تفسير بيان داشتهاند و گر چه آنها حسن نيت داشتهاند ولى ابراز اين عقيده مسأله آفرين شده و راه القاء شبهه را بر خاور - شناسان و حتى مسلمانان ضعيف الايمان كاملا باز كرده است .
اين دانشمندان گفتهاند تنها معناى « احرف سبعه » اينست كه : « در قرآن هفت معناى مانند هم را با هفت لفظ متفاوت و گوناگون مىتوان اداء كرد مانند « اقبل » « هلم » و « تعال » كه با هر سه واژه مىتوان يك معنا را رساند و « عجل » و « اسرع » كه يك معنا را مىرسانند و همچنين « انطز » « اخر » و « امهل » كه با اين سه واژه نيز مىتوان يك معنا را بيان كرد
32
» . شايد از ظاهر تعبيرات طبرى در تفسيرش نيز چنين چيزى استفاده شود .
وى در آنجا به قول پيامبر ( ص ) استشهاد مىكند كه به ابن خطاب فرمود :
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: صبحي الصالح
ص١٦١