تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
« اى عمر ، قرآن همه‌اش درست است مگر اينكه رحمتى را به عذاب و يا عذابى را به رحمت تبديل كنند » 33 . خاورشناسان به اين جمله سخت چسبيده‌اند تا روى اين مطلب تأكيد كنند كه : « نظريه جواز قرائت به معنى ، بدون شك خطرناكترين نظريه در ميان مسلمانان بوده زيرا اين عقيده موجب شد كه هر كس نص قرآنى را تابع خواست خود كند و آنطور كه مىخواهد با قرآن رفتار نمايد » 34 . خاورشناسان در اين بيان خود ، نصوص را به معناى غلطى گرفته‌اند . ما وقتى مىگوئيم يك راوى حديث را به معنى روايت مىكند منظور اينست كه راوى معناى حديث را حفظ مىكند و آن را با الفاظى كه خود انتخاب مىكند نقل مىنمايد ، نظريه‌ايكه در اين باب دربارهء قرآن مطرح است بهيچوجه به اين معنا نيست و به اين جهت نميتوان آن را واقعا « قرائت به معنى » ناميد 35 . توضيح اينكه « قرآن و قرائت‌ها » دو موضوع متفاوت مىباشند ، قرآن عبارت است از وحى نازل شده بر حضرت محمد ( ص ) به منظور بيان حقايق و تعاليم و بر سبيل اعجاز ، ولى قرائت‌هاى متفاوت نتيجه اينست كه الفاظ اين وحى از نظر چگونگىهاى نگارش و يا كيفيت اداء آن‌ها مثلا اداء با تخفيف يا تثقيل شكلهاى مختلف پيدا مىكنند » 36 . بنابر اين ممكن است اين مطلب درست باشد كه پيامبر ( ص ) در اوائل امر در چگونگى قرائت قرآن براى مسلمين توسعه‌اى قائل شده و براى ناتوانان و پيرهاى فرتوت تخفيفى را مراعات نموده و به آنان اجازه داده كه هر كس آن را طبق لغت و لهجه خود بخواند 37 تا دچار مشقت نگردد ولى اين تجويز به اين معنا نبوده كه همه اين لهجه‌ها و لغت‌هاى متفاوت ، كيفيتهاى خود قرآن مىباشند و از طرف خداوند معين شده‌اند و مسلمانان مىتوانند قرآن را طبق هر كدام از اين كيفيت‌ها كه خواستند بخوانند و بنويسند . آرى اين توسعه فقط در كيفيتهاى خاصى از قرائت بوده آن هم براى پاره‌اى از افراد ، و اما اينكه وحى با چه الفاظى و با كدام قرائت نازل شده و آن را