آرامش خاطر دادن به حضرت موسى و از بين بردن ترس و اضطراب و دلهرهء آن بزرگوار است .
مىگويم : در اين مقام غير از معناى ردع و زجر و يا نفى مناسب نيست ، و امكان ندارد « كلا » در اينجا به معناى « حقا » باشد زيرا در اين صورت ( علاوه بر اينكه ) آرامش نخواهد بود باعث قلق و اضطراب بيشتر نيز خواهد شد . چون ترس ، حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام را احاطه كرده و اضطراب و دلهره به وى چيره شده و ششدانگ حواسش را به خود مشغول نموده است به خدايش پناه مىبرد كه خاطر او را آرامش بخشد و ترس و لرز را از بين ببرد و لذا عرض مىكند
( وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
من پيش آنها گناهى دارم و مىترسم كه مرا به قتل برسانند ) و لذا اولين كلمهاى كه گوش آن بزرگوار را مىنوازد كلمه « كلا » به معنى ردع و نفى است و به معناى حقا نيست زيرا كلا با اين معنى شك نيست كه باعث ازدياد ترس و افزايش دلهره او مىشود و وجود او را از رعب و هراس پر مىكند .
و وقف بر « كلا » صحيح نيست زيرا جملات بعد از آن ، متمم كلام هستند . همچنين وقف در « قال » و ابتداء به كلمه « كلا » نيز صحيح نيست زيرا « كلا » و ما بعدش متمم سخناند و جايز نيست بين اجزاى سخن فاصله ايجاد شود .
مورد پنجم :
( قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ )
سوره شعراء آيهء 62