محذوف خواهد بود ، و تقدير آن مىتواند چنين باشد : « سيكفرون بعبادتهم كفرا ثابتا لابد من تحققه » بتها به زودى در برابر بندگى آنان كفرى ثابت و محقق خواهند ورزيد .
4 - كلا به معنى ادات استفتاح و تنبيه و مثل « الا » مىباشد و بنابراين وجه و وجه قبل وقف كردن در « كلا » درست نخواهد بود براى اينكه رابطه شديدى با جمله پس از خود دارد به طورى كه قبلا به اين موضوع اشاره شد .
و بنابر همين چهار وجه ، در كلمه « عزا » وقف مىشود ، چون به ما بعدش ارتباط لفظى ندارد ، گرچه رابطه معنوى موجود است ضمن اينكه « كلا » در سر آيه هم قرار گرفته ، و وقف در آن وقف كافى است .
* * * مورد سوم :
« حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
سوره مؤمنون آيه 100 ، در اين « كلا » سه وجه وجود دارد :
1 - به معنى ردع و زجر از برگشت مجدد به دنيا است ( كه كفار طالب آن مىباشند ) .
2 - به معنى لاء نفى است يعنى هيچ باز گشتى به دنيا ندارد و مسأله چنين نيست كه او گمان كرده كه به خواستهاش مىرسد ، و به دنيا