و سزاوار است بدانى كه كلا را بهريك از دو معنى كه به كار برى ، با جملات ما قبل خود ، رابطه دارد ، زيرا يا به معنى ردع و زجر است ، و يا به معنى نفى .
3 - كلا به معنى « حقا » مىباشد . در اين صورت در « كلا » نبايد ايستاد ، چون با جمله ما بعد خود ، ارتباط دارد ، زيرا در صورتى كه « كلا » به معنى حقا باشد صفت مصدر محذوف خواهد بود و تقدير چنين است : ( سنكتب ما يقول كتابا حقا ) به زودى هر چيزى را كه مىگويد مىنويسيم نوشتن بر حقى .
4 - كلا به معنى حرف استفتاح و تنبيه ، به معنى « الا » و مقصود از آن تنبيه به اين مساله مىباشد كه ، بايد به مطلب بعدى اهميت و ارزش قايل شد . و بر اين وجه در « كلا » نيز نمىشود وقف كرد ، زيرا با جملات بعد از خود ربط دارد و ضمنا ادوات تنبيه ، در صدر جمله منبه عليها واقع مىشود .
و بنابر همين وجوه چهارگانه ، بايد بر روى كلمه « عهدا » وقف كرد ، چون بين او ، و بين كلمه « كلا » ربط لفظى وجود ندارد در ضمن « كلا » در ابتداى آيه نيز قرار گرفته است . وقف در اينجا نيز وقف كافى است براى اينكه رابطه معنوى ، و نه رابطه لفظى فيما بين آنها محقق است .
* * *
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: محمود خليل الحصري
ص٢٢٦