« كلا » يى وجود ندارد ، و بعضى از دانشمندان در اين باره گفتهاند :
و ما نزلت كلا بيثرب فاعلمن و لم تات فى القرآن فى نصفه الاعلى بدان كه كلا در آيات قرآن در يثرب نازل نشده و در نصف بزرگ قرآن نيز نيامده است .
علامه بدر الدين زركشى در كتاب برهان گفته است :
« فلسفه آن اين است كه ، اكثر سورههاى نصف دوم قرآن ، در مكه نازل شده ، و بيشتر اهل آن را زور گويان تشكيل مىدادند پس علت تكرار « كلا » در اين سورهها ، تهديد و ارعاب آنان و انكار نظراتشان مىباشد بر خلاف نصف اول » و در آياتى كه درباره يهود ، در نصف اول قرآن كريم آمده به دليل خفت و ذلتى كه آنان داشتند نيازى به كارگيرى اين كلمه نبوده است .
زركشى آنگاه از امام مكى بن ابى طالب نقل كرده است كه حكم « كلا » در قرآن كريم چهار گونه است .
* * * گونه اول : آنچه وقف كردن در روى آن خوب است « كلا » براى رد سخن ما قبل يا انكار آن است ، و به اين معنى خواهد بود « كه مسأله چنين نيست » . وقف در اين جاها بر روى كلمه « كلا » اختيار - ما - است .
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: محمود خليل الحصري
ص٢٢٠