تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
نظر اول : به نظر كسائى و كوفيون معناى ديگر كلا - حقا - است . نظر دوم : به نظر نضر بن شميل و فراء و موافقين آنان كلا حرف جواب است و مثل آرى و بلى است . نظر سوم : نظر ابى حاتم و پيروان او است ، آنها مىگويند كلا از حروف استفتاح ( و شروع ) است و مانند - الا - ى استفتاح مىباشد . و ابن هاشم در كتاب مغنى خود ، نظر ابى حاتم را به نظر كسايى و فراء ترجيح داده و گفته خود را به اين صورت توجيه كرده است : 1 - كلا در آيه 100 / 23
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا »
نمىتواند به معناى حقا باشد كه مذهب كسايى است زيرا اگر كلا به معنى حقا باشد بايد همزه « انّها » بعد از آن مفتوح مىشد چون همزه انّ بعد از حقا به طور وجوبى بايد مفتوح باشد و همزه « انّها » در آيه مفتوح نيست بلكه مكسور است بنابراين كلا در اين آيه به معنى حقا نمىباشد . همچنين كلا در آيه مذكور درست نيست حرف جواب به معنى آرى و نعم باشد هم چنان كه نظر نضر و فراء و پيروان آن دو بود زيرا در اين صورت معنا اين خواهد كه خدا به آنان اين فرصت را اعطا خواهد فرمود كه به دنيا برگردند اگر به ما گفته شود به فلانى فلان چيز را بده و ما در جواب بگوئيم « آرى » پذيرفته‌ايم كه آن چيز را به او عطا كنيم و « كلا » در آيه فوق بعد از تقاضا و طلب واقع شده و اگر به معنى « آرى » باشد معنايش اين مىشود كه خدا وعده داده است او را به دنيا برگرداند و خدا به