تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
تحقق پيدا نمىكند مثل اين آيه كريمه :
« عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
آيات 5 تا 7 سوره علق / 96 زيرا به اتفاق همهء دانشمندان آيات :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
آيات اوليه‌اى هستند كه به پيامبر اكرم فرود آمده و پس از آن ، آيهء
( كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى . . . )
نازل گشته است با اين بيان كلا در ابتداى كلام واقع شده و اقتضاى ردع و زجر اين است كه مورد ردع و زجر جلوتر از « كلا » بيايد . و مثل اين آيه كريمه :
« ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ »
آيات 19 تا 21 سوره قيامت / 75 در اين آيه نيز ، تحقق ردع و زجر امكان پذير نمىباشد و اين معنى را با كمى دقت در آيات پس و پيش مىتوان به خوبى دريافت . با توجه به همين نكته كه در تعدادى از آيات قرآن مجيد و در ادبيات عربى به چشم مىخورد نحويون ناچار شده‌اند معناى دومى را ( افزون از معناى ردع و زجر ) براى كلمه « كلا » در نظر بگيرند تا وقف در كلمه ما قبل آن و ابتداء از خود آن صحيح باشد ولى در تعيين معناى ديگر سه راه مختلف را برگزيده‌اند :