تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
اما « نعم » حرف جواب است ، كه به كلام قبل از آن با آن پاسخ داده مىشود ، و معنى آن با توجه به سخن ما قبل تفاوت مىكند . اگر جمله قبل از نعم ، جمله خبريه باشد ، چه مثبت باشد و چه منفى ، نعم دلالت خواهد داشت كه خبر دهنده مطلب ما را تصديق كرده است اگر گفته شود : « قام محمد » « يا لم يقم محمد » ، تصديق گوينده در هر دو مورد با « نعم » خواهد بود . و اگر جمله قبل از نعم ، جمله انشائيه باشد ، چه امرى و چه نهيى و چه تحضيضى ، فائده حرف نعم وعده دادن و تحقق بخشيدن به خواسته خواهان خواهد بود . پس اگر به شما گفته شود : اين كار را بكن ، يا اين كار را نكن ، يا آيا اين كار را انجام نمىدهى ؟ و شما در جواب بگوئيد : نعم ، به خواهان انجام كار يا ترك آن ، يا استعلام را وعده داده‌ايد مطلوبش از ناحيه شما پذيرفته شده است ، مثل اينكه گفته‌ايد : به همين زودى انجام مىدهم يا حتما انجام مىدهم ، پس « نعم » قائم مقام و نائب مناب جمله‌اى خواهد بود كه به تحقق فعل مطلوب يا ترك آن دلالت دارد . و اگر ما قبل نعم ، عنوان استفهامى داشته باشد « نعم » دلالت به آگاهى دادن خواهد داشت ، آگاه ساختن آن كس كه در صدد اطلاع يافتن از موضوعى است . يعنى گوينده « نعم » به مخاطب خود جواب سؤال او را مىدهد و در قرآن كريم ، « نعم » در غير اين معنى به كار برده نشده است .
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 171 | محمود خليل الحصري / محمد عيدى خسرو شاهى