« مگر دروغهايى كه آنها را به تقليد از شياطين گمراه كننده خود اخذ كردهاند » و يا اينكه : مگر آن تصورات ذهنى كه به آنها ، پايبندند مانند اينكه خدا آنان را مىآمرزد و به آنان رحم مىكند و مجازات نمىكند و مانند اينكه پدرانشان كه پيامبر بودند آنان را شفاعت خواهند كرد » .
به تعبير ديگر : مگر وعدههاى مجردى كه از علماى خود شنيدهاند مانند اينكه كسى جز يهود به بهشت نخواهد رفت و آتش جز ايام اندكى به ايشان نخواهد رسيد ، و استثناء بر همين اساس ، منقطع است زيرا همه اين عقايد و شنيدههاى آنان جزو اباطيل و اكاذيب است ، و از كتاب نيست . انتهى .
وقتى همه اينها را دانستى برايت روشن شد كه استثناء در اين محل منقطع است ، و لذا « الا » به معنى لكنّ با تشديد خواهد بود ، و خبر محذوف است ، و تقدير چنين است : « و لكن امانّى » اى اكاذيب « اخذوها من شياطينهم المحرفين و تلقوها من رؤسائهم المضلين فاعتمدوها » يعنى بىسوادانى هستند كه كتاب را نمىدانند ولى دروغهائى را از شياطين تحريفگر و از رهبران گمراه كننده خود اخذ كردهاند ، و به آنها اعتماد نمودهاند .
از مثالهاى استثناى منقطع كه در آن به خبر تصريح شده ، قول خداى تعالى در آيه 25 سوره انشقاق / 84 ،
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »
مىباشد و وجه منقطع بودن آن اين