احتياج به لحاظ لفظ ، به اين جهت است كه معهود نيست « الا » و آنچه به معناى آن مىباشد ، جز به صورت متصل به ما قبل در لفظ به كار رود ، آيا در نظر نمىگيرى وقتى بگوئى : « ما فى الدار احد غير حمار » ، و قبل از غير وقف ، و از « غير » شروع كنى ، زشت خواهد بود ؟ به همين نحو است آنچه اينجا بيان شد .
اما احتياج به لحاظ معنى به اين جهت است كه ، ما قبل مستثنى معنى كلام را كامل مىسازد به عبارت ديگر جملهء « ما فى الدار احد » به گفتهء تو كه « الا الحمار » باشد ، معنى صحيح مىبخشد ، آيا نمىبينى اگر تنها بگوئى الا الحمار و ما قبل آن را نگويى - خطا خواهد بود ؟ انتهى مذهب سوم :
تفصيل است ، در صورتى كه خبر آشكار و ذكر شده باشد وقف كردن جايز است زيرا در اين صورت مستثنى ، جملهء مستقل بوده و از ما قبل بىنياز خواهد شد و در صورتى كه خبر به طور لفظى نيامده باشد وقف كردن جايز نخواهد بود زيرا در اين صورت جمله « مستثنى » به ما قبل خود نياز خواهد داشت .
و اين مذهب ، نظر علامه ابن حاجب ، در كتابش « امالى » است .
يكى از مثالهاى استثناى منقطع كه خبر در آن آشكار نيست ، آيه 78 سوره بقره
« وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ »
مىباشد .
و وجه استثناى منقطعه بودن در اينجا ، اين است كه امانى جمع