تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
« منار الهدى » آن را با چيزى افزون ، و با تغيير و تصرفى نقل كرده است آنجا كه مىگويد : و كار شگفتى كرده آن كس كه ، در
« لا تُشْرِكْ »
وقف نموده ، و باللّه را قسم و
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
را جواب گرفته است و اى بسا بعضى از لجبازان در آن وقف كنند . و وجه غرابت وقف در آن ، اين است كه ، « علماى فن » گفته‌اند : قسم‌هائى كه در قرآن فعل آنها محذوف شده جز با حرف واو نيستند ، و وقتى با حرف باء سوگند خورده شده ، فعل آورده شده است ، مثل قول بارى تعالى :
« وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ »
،
« يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ »
، و باء سوگند را كه فعل آن حذف شده باشد « در قرآن كريم » نمىبينى ، و از اين حيث ، كسى كه
« بِاللَّهِ »
را قسم فرض كرده خطا رفته است . 3 - قول خداى تعالى ،
« يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
، تا پايان آيات متضمن وصاياى لقمان به فرزند خود مىباشد ، و واجب است در وصيت ، خصوصا ، در وصيت پدر به فرزند ، غرض روشن ، هدف معلوم ، غايت آشكار ، مقصود مبرهن باشد مطلب را ابهام و اغماض ، آلوده نسازد و تقصير و قصور معيوبش نكند تا اينكه نتيجه مورد نظر به دست آيد و وصيت به هدف نهايى خود برسد . لقمان حكيم ، وصاياى حكيمانه ، و نصايح پر ارجى را به فرزند دلبندش ، پيش كش مىكند كه هر كس پايبند آنها شده و طبق آنها رفتار كند ، به خوشبختى دنيا و آخرت ، به لذت خوش آيند و گواراى
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 151 | محمود خليل الحصري / محمد عيدى خسرو شاهى