علماى بلاغت در باب « فصل و وصل » يادآور شدهاند كه :
يكى از موارد وصل ، يعنى عطف جملهاى به جمله ديگر با واو - اين است كه بين دو جمله :
1 - واسطهاى موجود باشد كه آن دو را با هم جمع كند و اين معنى محقق مىشود وقتى كه هر دو جمله خبرى يا هر دو انشايى باشند .
2 - از عطف يكى از آنها به ديگرى فسادى در معنى پديدار نشود .
3 - بين آنها جهت جامعى وجود داشته باشد .
و در آيه مورد بحث دو جمله است : جمله اول
« فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا »
و جمله دوم : و كان حقا
« عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ »
و هر يك از دو جمله خبرىاند و از عطف يكى به ديگرى معنى فاسدى به وجود نمىآيد و بين دو جمله جهت جامعى وجود دارد كه عبارت از تضاد باشد « 26 » . زيرا جمله اولى به انتقام از گناهكاران و دومى به يارى كردن مؤمنان دلالت دارد .
و مقتضاى قواعد بلاغت ، كه از اسلوب قرآنى و ادب عربى استنباط شده اين است كه دومى را به اولى با واو عطف كنند و لذا گفته مىشود
« وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ »
.
هامش
( 26 ) - جهت جامع ممكن است تضاد باشد مثل حسن مىدهد و مىگيرد و ممكن است مناسبت باشد مثلا حسن مىگويد و مىنويسد ، يا او مىخورد و مىآشامد كه بين گفتن و نوشتن ، و بين خوردن و آشاميدن ، مناسبت وجود دارد .