اول : بر خلاف سياق و اسلوب نظمى قرآن كريم است ، كه به ذهن مىرسد ، زيرا آنچه به نظر مىآيد اين است كه ، جمله
« تَمْشِي »
به جهت حال بودن از فاعل « جاءت » ، كه يكى از دختران حضرت شعيب باشد در محل نصب قرار گرفته . و جار و و مجرور ،
« عَلَى اسْتِحْياءٍ »
متعلق به محذوف است ، و آن حال است از فاعل
« تَمْشِي »
يعنى ضميرى كه در آن مستتر است ، و تقدير چنين مىباشد .
جاءته ماشية مستحيية . و فائده آن اين است كه توصيف مىكند آن دختر نه فقط در آمدن ، بلكه هم در آمدن ، و هم در راه رفتن شرم مىكرد .
و نكره بودن استحياء به خاطر تفخيم است و از اين جهت است كه گفتهاند : جاءت متحفزة يعنى در حالى كه به شدت شرم مىكرد ، آمد .
و جمله
« قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا »
، جمله مستانفه است ، و محلى از اعراب ندارد ، و در جواب سؤالى است كه ، از جمله قبلى سرچشمه مىگيرد ، جملهاى كه به آمدن او به پيش حضرت موسى با حال حياء دلالت مىكند ، مثل اينكه گفته مىشود چه چيزى به حضرت موسى گفت وقتى با حال شرم آمد ؟
جواب داده مىشود گفت :
« إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ . . . »
اين همان اعرابى است كه به ذهنهاى با تجربه مىرسد ، و فطرت صاف آن را مىپذيرد ، و آثار صحيح به آن رهنمون مىشود ، و معنى و فحواى آيه به آن دلالت مىكند ، به طورى كه خواهد آمد .