در اينكه جار و مجرور را متعلق به محذوف حال از مفعول « يعلم » قرار بدهيم علامه سمين گفته است : جدّا اين كار ضعيف است زيرا معمول مصدر ، از خود آن مقدم شده است .
و متعلق قرار دادن جار و مجرور به خود « يعلم » ، تركيب سست و ضعيفى خواهد بود و با اسلوب قرآن كريم كه از هر جهت محكم و قوى است مناسبتى نخواهد داشت .
و به اين دليل و آن يكى ، محققان علماى تفسير ، اعتقاد كردهاند كه جار و مجرور متعلق به لفظ جلاله - « اللّه » مىباشد با در نظر داشتن معنى توصيفى كه در بردارد و آن معبود بودن اوست و لفظ « اللّه » اسم خاصى ، براى ذات اقدس است و به اين اعتبار جامد است ، و چيزى به آن تعلق نمىيابد ، ولى چون اين اسم خاص متضمن تمامى صفات كمال ، و جامع همهء صفات جلال است ، بدين ترتيب اسم خاص متضمن اسم غير علم شده و تعلق جار و مجرور به آن صحيح مىباشد ، و تقدير چنين است :
« و هو المعبود فى السموات و فى الارض » : يعنى او در همه آسمانها و زمينها معبود است ، و نظير آيهء فوق آيه 84 سوره زخرف / 43 و
« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
مىباشد يا « هو المنفرد بالالوهية فيهما » يعنى كه او در الوهيت آسمانها و زمينها ، منفرد است » و غير از او خدايى براى موجودات جهان هستى وجود ندارد .