كه گرجيان گفته بودند ، حكايت كرد .
محاصرت قلعههاى واهرام گرجى بدست سلطان
آنگاه كه پادشاه در عراق بود ، نواحى گنجه را ، از تعدى واهرام گرجى ، زيانى بزرگ وارد امد ، و بوقت بازگشت سلطان بدان سامان ، از تطاول وى شكايات بسيار به حضرت سلطنت رسيد ، و شهريار بدين موجب با سپاه بيشمار ، و لشگر جرّار ، روى بوى نهاد ، و عساكر سلطانى بابيوت و رحل و ثقل ، در اطراف ولايات وى پراكنده گشته ، بقتل و غارت ، و تحريق ديار و تفريق جمع انصار وى پرداختند ، و دفاين و اموال نهان را براوردند ، و بيغما بردند ، و آنان را از قلل جبال و ستيغ كوه به زير اوردند ، و پادشاه ، خود بر قلعه شكان هجوم كرد ، و آن را بقهر و غلبه بگشود ، و خرمن هستى كافران به آتش عذاب و كيفر بسوخت ، و از انجا بقلعهء علىآباد برفت ، و بدين هنگام ، ملكه بجايگاه زمستانى خويش « 1 » بود ، و آن جايگاه سركش را ، نه بس دير ، تسخير كرد ، و بقتل و اباحت پرداخت ، سپس بكاك و كوارين امد ، و آن دو قلعه را سه ماه محاصره كرد ، و چون كار بر گرجيان دشوار شد ، به شرط تسليم مالى عاجل ، جويان صلح گشتند ، و فرستادگان رفتند و آمدند ، و چون شهريار به تصرف اخلاط ، ولع و شرهى تمام داشت ، بپذيرفت ، و آن خواسته بگرفت ، و بجانب شهر مذكور بكوچيد .
گرفتن استاد الدّار اختيار الدّين
ازين پيش گفتيم كه جمالزراد ، از زره خانهء جلالى ، بديار هند افتاد ، و چون سلطان شكسته و پريشان ، و با بىبرگ و نوائى دست و گريبان ، از رود سند بگذشت ، وى با ملبوس و مأكول به حضرت باز امد ، و اين خدمت بهنگام دربايست و شدت احتياج ، موقع قبول يافت ، و شهريار وى را از كنج خمول براورده ، منصب استاد الدّارى ، و لقب اختيار الدّين ارزانى داشت ، و وظيفهء استاد الدّار در دولت خوارزمشاهيان آن باشد كه مبلغى معيّن از اموال خزانه ، و برات بلاد ، بتحويل وى دهند ، سپس بوى رسيد سپرده
هامش
( 1 ) : بجاى محذوف " بلميكور " ؟ "