رفتار كردند اين قسم بىتربيت شد چه اكر جهة منع را باو بكويند در اين سن نمىفهمد پس غلبه كردن بر أو ممكن نيست مكر بسخت ايستادن واعتناء بكريه وفرياد أو نكردن واين بسيار لازم است كه شدت حرص وميل أو را مىشكنند چون حواس ظاهرهء طفل ضعيفاند بايد مادر يكى از حواس خود را واسطه قرار داده غيظ وغضبش را بان واسطه باو بفهماند مثلا بصداى بلندتر كفتكو كند كوش أو كه احساس باين صوت غير عادى كرد وديد اين صوت غير صوتهاى سابق است وصداى أو نمىتواند غلبه بر ان كند ساكت مىشود ديكر چنين خواهشى نمىكند يا چشم را كه اثار خارجيّه را بدماغ مىرساند واسطه قرار داده بواسطهء ان نظر غضبالودى باو كرده اشاره بفرمانبردارى كند مىفهمد كه قوهء مخالفت ندارد بايد أطاعت كند قدرى كه بزركتر شد اكر مطيع نشده بنظر غضب بنكرند وبا صداى بلند با أو حرف بزنند وقوهء اقتدار وحكمرانى خود را باو بفهمانند ناچار شده مطيع مىشود همينكه فرمانبردار شد خود وكسانش اسوده مىشوند در پاريس معروفست مىكويند دكتر منره أطفال خود را بدو كلمه خوب تربيت كرده واندو كلمه اين است ( بايد بكنى ) ( ممكن نيست بكذارم بكنى ) كفتيم بايد اين اظهار اقتدار با عزمي ثابت باشد اما بايد بملايمت ومتانت هم باشد بعد بايد از أو دلجوئى كرد وبر أو مدلّل كرد كه اين منع از روى دلسوزى وحقانيت است اكر باو نفهمانند وچنان كمان كند كه محض اظهار اقتدار است اين كارها بىثمر خواهد شد أطاعت أو از ترس خواهد بود وطفل بعد مىفهمد آنكس كه أو را از كارى نهى مىكرد خود مرتكب ان مىشود چيزى را كه امروز باو اجازه داد فردا منع مىكند از طريق عقل نيست از روى هوس است لجاج را از سرميكيرد هركاه طفل مطيع نباشد بعض اتفاقات براي أو اتفاق مىافتد كه اكر در انها اندك غفلت كند هلاك مىشود ومجال فكر وتدبيري هم نيست ودر اين حالت بجز اظهار اقتدار هيچ چاره
إحياء الأطفال مظفري ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: ميرزا علي بن زين العابدين همدانى ( ميرزا علي دكتور )
ص٩٢