تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التحفة الناصرية — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
سنوات سابقه استدعاى تخفيفى دارم چنانچه استدعايم بمعرض قبول نيفتد واز عنايت شاهانه تخفيفى در حقم صادر نشود هراينه قطع اميد از حيات خود بايد نمايم دارم اميد از كرامت تو كه كنى رحم بر فلاكت من بارى حضرت وكالت از روى رافت وشفقت چنانكه رسم ملوك عادلست فرمود كه امسال مىبايست بحسب ظاهر مال الاجارهء چند سال ديگر را هم مفمسارى نمائى زيرا كه عساكر بيشمار وطوايف وقبايل بسيار از هر ولايت امسال را در ركاب نواب ما بسر برده‌اند وسنوات سالفه كه عشر اين جمعيت در ولايت نبود حساب خود را بدون كسر وتخفيف مىپرداختى امسال باعث چه شده وسبب چه بوده زن مخدّره بعرض همايون رسانيد كه امر بنحو فرموده است ليكن امسال كه سال ادّخار اين بندكان بود وشاهان زندى كه شخص صورتشان از لباس التحاء عاريست درين ولايت بهم رسيده رندى بكار برده‌اند معامله كلّيه را بجزئى مىفروشند وچنان بازار معامله را كرم كرده‌اند كه جميع رجال از عامه نسوان دل سرد شده‌اند كس كساد است ورواج كون است چكنم كار فلك وارون است حضرت وكالت بعد ان غوررسى تخفيفى در حقش مقرر فرمود مقصود أزين جمله معترضه آنكه بعضي از جهّال اطبّا چنان عام فريب شده‌اند كه بدون رسيدكى نفس خود را چنان در دست ايشان داده‌اند كه اكر در هر نفس هزار نفس بكشند متنبه وآكاه نمىشوند پس در اين صورت أمثال بنده كه سالهاى دراز عمر خود را صرف مطالعه كتب مصنّفه درين فن نموده واز روى بصيرت خدمت أستاذ كرده‌اند اكر خواهند از روى حقيقت وبصيرت بر قانون طبّى عمل نمايند در نظر همهء خلق امرى عجيب وغريب خواهد امد وحمل بر عدم سررشته وتدرّب مىنمايند مايه طبابت را شال ترمه وجبه دور سلسله دانسته‌اند بارى اللّهم اجعل