تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢

درهء ملك الموت

اكنون از دره‌اى عبور ميكنيم كه عارى از هرگونه گياه و بدرهء « ملك الموت » موسوم است . بعقيدهء عوام الناس اين دره مسكن شياطين متعدد و غولهاى موحش و خطرناك است ، عامه چنين تصور ميكنند كه شكل زحل بر طبق افسانه‌هاى ايرانى « ميرغضب خدا » يعنى ملك الموت يا عزرائيل در روى زمين محل‌هاى استراحت عديده‌اى دارد و يكى از آن محل‌ها همين دره‌ايست كه ما اكنون از آن عبور ميكنيم ، اين ميرغضب خدا در اينجا تنها نيست بلكه غولهاى موحشى هم در اين‌جا با او همراه هستند و با او زندگانى مينمايند ، اين غولان موجودات بسيار مهيب و خطرناكى ميباشند و چون در اينجا عابرى را دستگير كنند فورا جان او را ميگيرند و در روى جسد او با شادى و سرور ميرقصند اگرچه اينها بدتركيب هستند و هيكل موحشى دارند ولى مىتوانند در موقع لزوم تغيير شكل دهند و به صورت حيوانات اهلى درآيند ، گاهى هم در انظار مسافرين به شكل دوست مهربانى جلوه ميكنند تا بتوانند آنها را فريب دهند و از جاده دور نمايند اينها معمولا فريادها و نعره‌هاى وحشت‌آورى ميكشند ولى گاهى هم آواز و سرودهاى خوش‌آهنك ميخوانند و عابرين بىاحتياط را با اين ظواهر خوش‌نما اغفال ميكنند و پس از آنكه آنها را كاملا مست و مدهوش نمودند فورا بگرفتن جان آنها ميپردازند
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 842 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى