تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
حال تعريف كردن هنرها و قابليت خود مشغول بلع چاى هستند . از علىآباد بآنطرف راه از كوهستان عبور مىكند و در طول چند فرسخ پيوسته در دامنهء كوه بالا و پائين ميرود .

درياچهء قم

پس از خروج از پيچ‌وخمى منظره به كلى تغيير كرد و تابلوى سحرانگيزى در مقابل ما پديدار گرديد ، درياچه وسيع موسوم به حوض سلطان در ته دره‌اى در ميان هواى مه‌آلود خودنمائى ميكرد ، كمربندى از نمك در اطراف آن ديده ميشد كه مانند برف از تابش آفتاب ميدرخشيد ، رنك سفيد نمك با رنك سبز تيرهء نباتات باتلاقى مخلوط شده و مانند قاب قشنگى اين تابلو را احاطه نموده بود . خورشيد بر طبق افسانه‌هاى ايرانى عطارد بر طبق افسانه‌هاى ايرانى اين درياچه شباهت زيادى بدرياچهء فلسطين دارد كه آن را بحر الميت ميگويند . شنيدم وقتى چند نفر تهرانى قايقى را با زحمت زياد به آنجا آوردند تا در آن نشسته و در اين درياچه به شكار پردازند اتفاقا هوا طوفانى شد و باد قايق كوچك
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 844 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى